🌷ماجرای عنایت امام زمان(عج) به آیت الله حق شناس....بخش دوم🌷
فرهنگ / اندیشه / ۱۱:۰۶ ۱۳۹۱-۶-۲۹ http://fna.ir /
💠ماجرای عنایت امام زمان(عج) به آیتالله حقشناس💠
یک روز تمام ذخیرههای خود را که از کار برایم باقی مانده بود، (حقوق روزی یک ریال میشد، نیمی از آن را خرج و نیم دیگر را ذخیره میکردم) صدقه دادم، شب هنگام در عالم رؤیا حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه را زیارت کردم و به ایشان التجا بردم، دست مبارک را بر سینهام کشید، و فرمود: این مریضی چیزی نیست، مهم مرضهای اخلاقی آدم است و اشاره به قلب میفرمود، سینه بهبود یافت، بعد که به خدمت آیتالله میر سید علی حائری رسیده و جریان را بازگو کردم، خیلی تشویق فرمود و اضافه کرد؛ امّا مواظب باش که ناپرهیزی نکنی.
آیتالله حقشناس با نهایت علاقه و عشق به درس ادامه میدادند و چنان که گفتیم در کنار درس کار نیز میکردند، معالم را نزد آیتالله شاه آبادی تعلیم میگیرند، یک هم درس باهوش به نام شیخ حسن قهرمانی داشتند که آنقدر با استعداد بود که مرحوم شاه آبادی میفرمود: خود من با شما مباحثه میکنم.
از همان دورانی که شرح لمعه میخواندند، یک هم بحث و درس دیگر با استعداد و خوب پیدا میکنند به نام میرزا ابوالقاسم گرجی که بعدها به دلایلی به دانشگاه رفتند و با نام دکتر ابوالقاسم گرجی استاد ممتاز دانشگاه بودند، ما ذکر خیر این دو هم درس مکرر از زبان آقای حق شناس شنیده شده بودیم.
نامی از استاد لمعه و قوانین ایشان نمیدانیم و تنها از ایشان شنیده بودیم، بخشی از لمعه را نزد آیتالله حاج میرزا عبدالعلی تهرانی(ره) خواندهاند؛ امّا در سطوح عالیه رسائل و مکاسب و کفایه ایشان یک استاد بزرگ داشتهاند که نام او را نمیدانیم و یک استاد دیگر، مرحوم آیتالله حاج شیخ محمد رضا تنکابنی(ره) که دانشمند وارسته و بزرگی بود و شاگردی آخوند ملا کاظم خراسانی(ره) را افتخار داشت.
در همین دوران به محضر آیتالله شاه آبادی(ره) مشرف میشوند که تا پایان عمر از ایشان به تجلیل فراوان نام میبردند، منظومه حکمت که همراه با عرفان تدریس میفرمود و بخشی از کفایه را از درس آن عالم بزرگ میآموزند، وقتی تدریس منظومه به محضر آیتالله شاه آبادی پیشنهاد شده بود ایشان فرموده بود: من وقت ندارم؛ لذا قرار شد در ضمن راه درس برقرار شود.
💠ماجرای نتیجه صبر آیتالله امامزاده زیدی💠
من دیده بودم که ایشان مقایسه میفرمود، درس کفایه آیتالله تنکابنی و آیتالله شاه آبادی را و درس آیتالله شاه آبادی را ترجیح میداد، در همین دوران به درس یک استاد بزرگ دیگر نایل میشوند، آیتالله شیخ ابراهیم امامزاده زیدی(ره) که مردی عارف و اخلاقی بود و محضر درس آخوند ملا حسینقلی همدانی(ره) استاد درجه اول اخلاقی نجف را درک کرده و به کمال رسیده بود.
میفرمودند: من برای آینده تحصیل به حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف متوسل شدم، در خواب ایشان را زیارت کردم، آن حضرت در همان عالم رویا کمر مرا گرفتند و در نجف به زمین گذاشتند؛ اما از بس هوا گرم بود، عرض کردم سوختم، سوختم! باز کمر مرا گرفتند، در وسط مدرسه دارالشفا قم به زمین نهادند، آنجا را موافق یافتم، بعدها وقتی به قم رفته بودند، در مدرسه دارالشفا که متصل به مدرسه فیضیه است، حجره پیدا کرده بودند، متصدی حجرات مرحوم شهید صدوقی بود کلید همان حجرهای را به من داد که در عالم خواب به من داده شده بود.
میفرمودند: یکسال همراه کسی در حجره بودم که او از بیداری قبل از اذان صبح امتناع داشت و به من اجازه نداد ساعت را قبل از اذان کوک کنم، چاره ای نداشتم، آزار هم حجره جائز نبود، تمام آن یکسال، نماز شبم را در طول روز قضا خواندم، در نتیجه این صبر، سال آینده خداوند توفیق عنایت فرمود، با امام خمینی رضوان الله علیه هم حجره شدم که این یک فوز بود.
انتهای پیام/
http://fna.ir/
💠ماجرای عنایت امام زمان(عج) به آیتالله حقشناس💠
یک روز تمام ذخیرههای خود را که از کار برایم باقی مانده بود، (حقوق روزی یک ریال میشد، نیمی از آن را خرج و نیم دیگر را ذخیره میکردم) صدقه دادم، شب هنگام در عالم رؤیا حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه را زیارت کردم و به ایشان التجا بردم، دست مبارک را بر سینهام کشید، و فرمود: این مریضی چیزی نیست، مهم مرضهای اخلاقی آدم است و اشاره به قلب میفرمود، سینه بهبود یافت، بعد که به خدمت آیتالله میر سید علی حائری رسیده و جریان را بازگو کردم، خیلی تشویق فرمود و اضافه کرد؛ امّا مواظب باش که ناپرهیزی نکنی.
آیتالله حقشناس با نهایت علاقه و عشق به درس ادامه میدادند و چنان که گفتیم در کنار درس کار نیز میکردند، معالم را نزد آیتالله شاه آبادی تعلیم میگیرند، یک هم درس باهوش به نام شیخ حسن قهرمانی داشتند که آنقدر با استعداد بود که مرحوم شاه آبادی میفرمود: خود من با شما مباحثه میکنم.
از همان دورانی که شرح لمعه میخواندند، یک هم بحث و درس دیگر با استعداد و خوب پیدا میکنند به نام میرزا ابوالقاسم گرجی که بعدها به دلایلی به دانشگاه رفتند و با نام دکتر ابوالقاسم گرجی استاد ممتاز دانشگاه بودند، ما ذکر خیر این دو هم درس مکرر از زبان آقای حق شناس شنیده شده بودیم.
نامی از استاد لمعه و قوانین ایشان نمیدانیم و تنها از ایشان شنیده بودیم، بخشی از لمعه را نزد آیتالله حاج میرزا عبدالعلی تهرانی(ره) خواندهاند؛ امّا در سطوح عالیه رسائل و مکاسب و کفایه ایشان یک استاد بزرگ داشتهاند که نام او را نمیدانیم و یک استاد دیگر، مرحوم آیتالله حاج شیخ محمد رضا تنکابنی(ره) که دانشمند وارسته و بزرگی بود و شاگردی آخوند ملا کاظم خراسانی(ره) را افتخار داشت.
در همین دوران به محضر آیتالله شاه آبادی(ره) مشرف میشوند که تا پایان عمر از ایشان به تجلیل فراوان نام میبردند، منظومه حکمت که همراه با عرفان تدریس میفرمود و بخشی از کفایه را از درس آن عالم بزرگ میآموزند، وقتی تدریس منظومه به محضر آیتالله شاه آبادی پیشنهاد شده بود ایشان فرموده بود: من وقت ندارم؛ لذا قرار شد در ضمن راه درس برقرار شود.
💠ماجرای نتیجه صبر آیتالله امامزاده زیدی💠
من دیده بودم که ایشان مقایسه میفرمود، درس کفایه آیتالله تنکابنی و آیتالله شاه آبادی را و درس آیتالله شاه آبادی را ترجیح میداد، در همین دوران به درس یک استاد بزرگ دیگر نایل میشوند، آیتالله شیخ ابراهیم امامزاده زیدی(ره) که مردی عارف و اخلاقی بود و محضر درس آخوند ملا حسینقلی همدانی(ره) استاد درجه اول اخلاقی نجف را درک کرده و به کمال رسیده بود.
میفرمودند: من برای آینده تحصیل به حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف متوسل شدم، در خواب ایشان را زیارت کردم، آن حضرت در همان عالم رویا کمر مرا گرفتند و در نجف به زمین گذاشتند؛ اما از بس هوا گرم بود، عرض کردم سوختم، سوختم! باز کمر مرا گرفتند، در وسط مدرسه دارالشفا قم به زمین نهادند، آنجا را موافق یافتم، بعدها وقتی به قم رفته بودند، در مدرسه دارالشفا که متصل به مدرسه فیضیه است، حجره پیدا کرده بودند، متصدی حجرات مرحوم شهید صدوقی بود کلید همان حجرهای را به من داد که در عالم خواب به من داده شده بود.
میفرمودند: یکسال همراه کسی در حجره بودم که او از بیداری قبل از اذان صبح امتناع داشت و به من اجازه نداد ساعت را قبل از اذان کوک کنم، چاره ای نداشتم، آزار هم حجره جائز نبود، تمام آن یکسال، نماز شبم را در طول روز قضا خواندم، در نتیجه این صبر، سال آینده خداوند توفیق عنایت فرمود، با امام خمینی رضوان الله علیه هم حجره شدم که این یک فوز بود.
انتهای پیام/
http://fna.ir/
- ۳.۷k
- ۲۷ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط