سناریو توکیو ریونجرز

وانشات از مایکی و ایزانا و ا.ت
*دو رهبر و یک معشوق"

همیشه بین گنگ تومان و تنجیکو برای قدرت درگیری و دعوا بوده. حتی رهبراشون هم که برادرن از همدیگه کینه دارن. هیچی نمیتونست این دوتا رو مجبور به تحمل هم بکنه البته همه اینطور فکر میکردن.. تا وقتی سر و کله ا.ت پیدا شد
یه دختر با قدرت بدنی بالا و ظاهری بسیار جذاب که جلو توجه میکنه.
خب به طرز عجیبی هر دو برادر عاشقش شده بودن.. اما از جنبه های مختلف
مایکی عاشق این بود که همیشه میتونست به ا.ت تکیه کنه بدون اینکه خودشو تغیر بده...حتی اگه حالش بد باشه . حتی اگه بدترین آدم رو کره زمین باشه بازم ا.ت بهش طوری نگاه میکنه انگار به پسر بچه ی شیطونه
و اما ایزانا، اون عاشق جنبه ی قدرتمند ا.ت بود . همون جنبه ی بی رحم و فولادی ا.ت که باعث می‌شد همه ازش حساب ببرن، همون تفاوت بین خودش و دخترای دیگه
اوایل همه چی خوب بود چون هیچکدوم نمیدونستم رقیب دارن اما وقتی میفهمن، یکی از بزرگترین درگیری های توکیو اتفاق میوفته
..
۹ شب:
گوشی ا.ت زنگ میخوره.
" دراکن؟ چرا باید این ساعت زنگ بزنه؟"
سریع جواب میده و دراکن با لحنی خشن و کمی نگران میگه" سریع خودتو برسون محدوده تنجیکو" ا.ت کمی شکه میشه. تنجیکو؟ الان؟ چرا؟ اما بدون حرف اضافه ای سریع سوار موتورش میشه و تا اونجا گاز میده
وقتی ا.ت به صحنه میرسه میبینه بیشتر از ۲۰۰ نفر در درگیری شرکت کردن و اکثرشون خونی و زخمی روی زمین افتادن و مرکز زمین مایکی و ایزانا با چشمایی خشمگین به همدیگه خیره شدن
دراکن با سر خونی گوشه ای افتاده بود و مایکی داشت وارد اون دنیای تاریکش میشد و ایزانا داشت لبخند شیطانی میزد و دستشو مشت کرده بود که به مایکی بزنه که ا.ت با سرعت جلوی اون دوتا قرار میگیره و از مایکی دفاع میکنه و ایزانا با تعجب اما سریع مشتشو رو هوا خنثی میکنه و دستشو پایین میاره. مایکی با تشخیص ا.ت چشماشو کمی رنگی تر میکنه و اون هاله ی سیاهی ازش دور میشه
ا.ت نمیدونه چطور میتونه به این دعوا خاتمه بده تا کسی کشته نشه در نتیجه سعی میکنه با اروم کردن ایزانا ازش بخواد که بس کنه.
ا.ت اروم میگه" کافیه...لطفا...با این کارتون فقط من رو اذیت میکنید"
ایزانا با تعجب همچنان بهش نگاه میکنه که مایکی میگه" ا.ت..."
و ا.ت سریع حرفشو قطع میکنه" لطفا...تمومش کنید"
اما چشماش همچنان رو به ایزانا و مصمم است. ایزانا اروم دست دختر رو میگیره و اونو به جلو هدایت میکنه تا در آغوشش بگیره . سر دختر روی سینه ایزانا میوفته. افرادی که اونجا هنوز بهوش هستن با دیدن این صحنه هنگ میکنن. مایکی با اخم میگه" گفت تمومش کنیم‌نگفت که بغل میخواد" و از پشت کمی به ا‌.ت نزدیکتر میشه

...

ساعت ۱۲ شب خونه ایزانا:
درسته! برای جلوگیری از دعوا و بحث بیشتر ا.ت از مایکی خواهش کرده بود دراکن رو به بیمارستان ببره و دردسر درست نکنه. همچنین خودش برای مهار کردن خشم ایزانا باهاش تا خونه اومده بود اما خب... قرار نیست همونطوری این ساعت شب معشوقه دو رهبر خطرناک تنها به خونه برگرده.
ا.ت روی تخت نشسته بود و ایزانا با کلافگی وارد اتاق شد و با لحنی جدی گفت " نباید اجازه میدادی نزدیکت بشه...میفهمی ا.ت؟ نباید میزاشتی...اصلا چرا کسی جز من باید آنقدر تو رو دوست داشته باشه؟ اونم کی؟ مانجیرو. کسی که حاضره همه رو برای قدرت فدا کنه. کسی که حتی اخلاق و رفتار ثابتی هم نداره"
ا.ت اروم‌میگه " هی...میدونم عصبی هستی اما نباید اینطور راجبش حرف ب..‌"
ایزانا دستشو محکم روی دهن ا.ت میزاره و به سمتش روی تخت خم میشه و با دست دیگش که کنار باسن ا.ت روی تخته اونو سر جاش نگهمیداره و با حرص میگه" ۱۲ شب تو خونه ی من روی تخت من داری از رقیب من دفاع میکنی؟... تو خودتم کم مقصر نیستی" دخترو به سمت عقب هل میده و روش قرار میگیره اما سنگینی وزن رو روی ا.ت نمیندازه
دستشو از روی دهن او برمیداره و اروم با لحنی غمگین میگه" فکر میکردم دوستم داری"
دختر سریع میگه " خب دارم..دوستت دارم " ایزانا به چشماش خیره میشه و کمی بیشتر به سمتش خم میشه" مطمئنی؟ چون اینبار باید انتخاب کنی...یا دنیای من یا اون"
ا.ت: " من..مطمئنم ایزانا
ایزانا دیگه فشار نمیاره و در همون حالت دختر رو میبوسه و سرشو به بالشت فشار میده

حمایت؟
دیدگاه ها (۲۸)

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

stolen

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت اخر

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو توکیو ریونجرز

تکپارتی جونگ کوک

سناریو ایزانا پارت ۱

سناریو بونتن پارت۸

پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط