A paradise of memory
part¹²
جیمین: " زد زیر گریه "
یونگژ؛ بیا اینجا ببینمت کوچولو من به غیر از تو هیچکیو دوست ندارم
جی هیون: الان منم گریم میگیره
یونگی: تو دیگه چرا
جی هیون: چون خیلی کیوت گرزه میکنهههههه
جیمین: تو منو هق دوست نداری هق " گریه "
یونگی: من گوه بخوردم دوست نداشته باشم
جیمین: دورغ میگی هق " گریه"
اومد نزدیکم و یه کیس مارک دردناک رو گردنم گذاشت
جیمین: اخخخخخخخخخخ چت شد یهو
یونگی: من دروغ نگفتم اینم رد مالکیتمه
جیمژن: هیونااااااااا هق " گریه "
جی هیون: بله الهی من قربونت بشم اخه بچم گریه نکن کوچولو
یونگی: یه جوری رفتار میکنی که انگار تو زاییدیش من میرم وسیله هاتو بیارم تو
رفت و وسیله هامو اورد تو
جیمین: درد میکنههههههه " بغض "
دوبارو اومد یکی دردناک تر کنار اون یکی گذاشت
جیمین: چتههه من میرم پیش یونوو دلقک
یونگی: بیا بریم اتاقتو نشونت بدم
دنبالش رفتم
یونگی: اینه اون یکیم مال جی هیونه اینم وسیله هات
گذاشت و رفت منم وسیله هامو گذاشتم سرجاشون و رفتم پایین
یونگی: شب خوش تو چرا اومدی پایین
جیمین: میخوام پایین بشینم فیلم ببینم
بلندم کرد و بردم تو اتاق خودش
جیمین: چی شد
بعد بغلم کرد و سرشو تو گودیه گردنم کرد و خوابید
منم چشمامو بستم و خوابیدم
∞ صبح روز بعد ∞
یونگی: جیمینا بلند شو
جیمین: نمیخوام خوابم میاد" خثاب الود "
جی هیون: پاشو میخوایم بریم اکادمی
بلند شدمو رو تخت نشستم
یونگی: هنوز زود ولی پذشو وسیله هاتو جمع کن اماده شو و بیا صبحونه بخور
رفتم تو اتاقم و رفتم حموم بعد رفت دست شویی کارای لازمو کردم اماده شدم کیفمم اماده کردم و رفتم پایین
یونگی: بیا بشین یه چیزی بخور
رفتم نشستم یه چیزی خودم گوشیمو کیفمم برداشتم و رفتم کفاشامو پوشیدم
یونگی: بدو بیا
سریع رفتم بیرون
یونگی: بشینین ببرمتون
نشستیم تو ماشین و بردمون اکادمی جی هیون پیاده شد
جیمین: مواظب خودت باش خیلی جذاز کردی پس نزار کسی نزدیکت بشه
پیشونیشو بوسیدم
یونگی: حتما کوچولوی من
پیاده شدم و رفتم پیش کوک
کوک: خوش گذشت
ته: به ما که خوش گذشت تا صبح فیلم دیدیم
جیمین: اره خب فعلا کوک بریمممممم
رفتیم تو کلاس و نشستیم سرجامون
دوهیون: کجا بودی کوچولو دیشب نیومدی خونه
جی هیون: پیش هیونگم من با اون زندگی میکنممم
استاد مین اومد
یونگی: اصلا فکر نکنین قراره کار دیگه ای بکنم یا یادم رفته امتحان دارید برگه هارو بهتون میدم اگه یکشو تموم کردین امتحان درس بعدیو میدم برگه هارو داد و هر امتحان ۲ ساعت طول کشید ولی بلخره سه تاشو گرفت و رفتیم بیرون
جی هیون: به لطف جونگکوک و جیمین امتخانمو عالی دادم
کوک: دیگه دیگه
ته: امتحان خوش گذشت
کوک: اره خیلی اسون بود
جیمین: دستم خشک شدهههه نمیتونم تکونش بدم
جیهون:....
جیمین: " زد زیر گریه "
یونگژ؛ بیا اینجا ببینمت کوچولو من به غیر از تو هیچکیو دوست ندارم
جی هیون: الان منم گریم میگیره
یونگی: تو دیگه چرا
جی هیون: چون خیلی کیوت گرزه میکنهههههه
جیمین: تو منو هق دوست نداری هق " گریه "
یونگی: من گوه بخوردم دوست نداشته باشم
جیمین: دورغ میگی هق " گریه"
اومد نزدیکم و یه کیس مارک دردناک رو گردنم گذاشت
جیمین: اخخخخخخخخخخ چت شد یهو
یونگی: من دروغ نگفتم اینم رد مالکیتمه
جیمژن: هیونااااااااا هق " گریه "
جی هیون: بله الهی من قربونت بشم اخه بچم گریه نکن کوچولو
یونگی: یه جوری رفتار میکنی که انگار تو زاییدیش من میرم وسیله هاتو بیارم تو
رفت و وسیله هامو اورد تو
جیمین: درد میکنههههههه " بغض "
دوبارو اومد یکی دردناک تر کنار اون یکی گذاشت
جیمین: چتههه من میرم پیش یونوو دلقک
یونگی: بیا بریم اتاقتو نشونت بدم
دنبالش رفتم
یونگی: اینه اون یکیم مال جی هیونه اینم وسیله هات
گذاشت و رفت منم وسیله هامو گذاشتم سرجاشون و رفتم پایین
یونگی: شب خوش تو چرا اومدی پایین
جیمین: میخوام پایین بشینم فیلم ببینم
بلندم کرد و بردم تو اتاق خودش
جیمین: چی شد
بعد بغلم کرد و سرشو تو گودیه گردنم کرد و خوابید
منم چشمامو بستم و خوابیدم
∞ صبح روز بعد ∞
یونگی: جیمینا بلند شو
جیمین: نمیخوام خوابم میاد" خثاب الود "
جی هیون: پاشو میخوایم بریم اکادمی
بلند شدمو رو تخت نشستم
یونگی: هنوز زود ولی پذشو وسیله هاتو جمع کن اماده شو و بیا صبحونه بخور
رفتم تو اتاقم و رفتم حموم بعد رفت دست شویی کارای لازمو کردم اماده شدم کیفمم اماده کردم و رفتم پایین
یونگی: بیا بشین یه چیزی بخور
رفتم نشستم یه چیزی خودم گوشیمو کیفمم برداشتم و رفتم کفاشامو پوشیدم
یونگی: بدو بیا
سریع رفتم بیرون
یونگی: بشینین ببرمتون
نشستیم تو ماشین و بردمون اکادمی جی هیون پیاده شد
جیمین: مواظب خودت باش خیلی جذاز کردی پس نزار کسی نزدیکت بشه
پیشونیشو بوسیدم
یونگی: حتما کوچولوی من
پیاده شدم و رفتم پیش کوک
کوک: خوش گذشت
ته: به ما که خوش گذشت تا صبح فیلم دیدیم
جیمین: اره خب فعلا کوک بریمممممم
رفتیم تو کلاس و نشستیم سرجامون
دوهیون: کجا بودی کوچولو دیشب نیومدی خونه
جی هیون: پیش هیونگم من با اون زندگی میکنممم
استاد مین اومد
یونگی: اصلا فکر نکنین قراره کار دیگه ای بکنم یا یادم رفته امتحان دارید برگه هارو بهتون میدم اگه یکشو تموم کردین امتحان درس بعدیو میدم برگه هارو داد و هر امتحان ۲ ساعت طول کشید ولی بلخره سه تاشو گرفت و رفتیم بیرون
جی هیون: به لطف جونگکوک و جیمین امتخانمو عالی دادم
کوک: دیگه دیگه
ته: امتحان خوش گذشت
کوک: اره خیلی اسون بود
جیمین: دستم خشک شدهههه نمیتونم تکونش بدم
جیهون:....
۵.۳k
۲۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.