painful love part 64

(۵ماه بعد)
مینهو:سوجینا آماده ای؟
+اوهوم
مینهو:۱،۲،۳ فوت کنین
خیلی خوشحال بودم که یوجین(دختر سوجین)پیشم بود ولی جای یه نفر خالی بود این من ناراحت می‌کرد...خیلی دوست داشتم که یه روز بیاد پیشم...خیلی دوست داشتم بچمونو ببینه...اثلا ازش خبری ندارم وقتی شمعو فوت کردم همه دست زدن
@آفرین یوجین بیا بغلم...یا سوجینا بدش به من
+آه بیا حواسم نبود
هییی چی بگم تهیونگ که عاشق بچست آنیتام که دیگه پیشمون نیس تهیونگ بازم تهیونگ قبلی شده بود بازیگوش حتی خیلیم منحرف...
تهیونگ یه طرف نشسته بودو با یوجین بازی می‌کرد جونگ کوک.مینهو.با دوستاشون حرف میزدن منو اریکا پیش هم نشسته بودیم اریکا متوجه ناراحتیم شد دستشو رو شونم گذاشت
£عزیزم...حالت خوبه؟
نفس عمیق کشیدم
+خوبم مرسی...
خدمتکارا کیکی که بریده بودن رو توی بشقاب گذاشتن و به هممون پخش کردن....
(ساعت ۱۲ شب)
همه رفته بودن وقتی همه جارو تمیز کردن خدمتکارا همه رفتن روی مبل نشسته بودمو به یوجین شیر میدادم که صدای زنگ اومد لباسمو درست کردم اریکا درو باز کرد (اریکا چند روز پیش سوجین میمونه)
رفتم جلوی در کسی نبود که یهو یکی اومد جلوی در
سوم شخص:سلام
+£جییییییغ
سوم شخص:آیییی آروم...
+تو کی هستی مرتیکه عوضی
سوم شخص:من آنتونی کوئین هستم از شرکت ال جی اومدم این نامه رو به شما میدم از طرف مین یونگی هست بفرمایید
+این چیه؟
£شرکت ال جی؟
کوئین:بله از شرکت ال جی هست دعوت نامه هست
+عاممم ممنون....
£کی میتونیم تشریف بیاریم
کوئین:تو نامه هستش..من دیگه میرم..خدانگهدار
+خدافظ...
£بده نامه رو ببینم
(مثلا تو نامه همون دعوت نامست بعدش ساعت ۱۲ بعد از ظهر میتونه بره اون شکرت آدرس و شماره و.‌.. هم توش بود...)
£دختر تو که میخوای ثبت نام کنی مگه نه؟
+عامممم پس یوجین رو چیکار کنم؟
£نترس بابا من پیشش میمونم
+اخه برای تو زحمت میشه
£سوجینا کم حرف بزن فردا میری اوکی؟
+اوففف باشه...من یوجین رو ببرم بخوابونم...شب بخیر
£باشه شب بخیر
رفتم اتاق یوجین رو روی گهوارش گذاشتم وقتی مطمئن شدم خوابش برده رو تختم خوابیدم...
(صبح ساعت ۱۰)
£یاااااا سوجین پاشو بدووووو
+هوممممم چیه
£بلندشو آماده شو باید بری شرکتا
+خیله خوب حالا اگه میخوای تو به جای من برو شرکت
£نمیخواد آخه جونگ کوک نمیزاره من کار کنم
+وات د *** چرا نمیزاره؟مگه چشه؟
£ایوف میگه من خودم کار میکنم هرچی بخوای از من بخوا بهت میدم و اینجور چیزا هی میگه...بلندشو دیگههه
+باشه
ادامش داخل دایرکت
دیدگاه ها (۷)

part¹⁰ویو جونگکوک::صبح وقتی بیدار شدم رفتم حموم و کارای لازم...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

پارت هفتم: ایستگاه قدیمیصبح روز بعد، فضای هتل عجیب و سنگین ب...

رمان

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت پنجم: راز خانوادگی ...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط