امان از شبِ چشمانت
امان از شبِ چشمانت
دلتنگی شعرم را سیاه پوش
میکند
واژه ها در گلوی قلم گیر
میکنند
لشکر زره پوش خواستنت هجونم
می آوردند
بر مرزهای خیالم
اقلیم احساسم در محاصره
حس حضور تو
تَن مردانه ام زخمی بودنت
میشود
در این تشویش جنگ
سرد
دوست دارم تسلیم اغوشت
شوم
در این انقلاب شبِ
خاکستری
✍🏼سیامک_جعفری
دلتنگی شعرم را سیاه پوش
میکند
واژه ها در گلوی قلم گیر
میکنند
لشکر زره پوش خواستنت هجونم
می آوردند
بر مرزهای خیالم
اقلیم احساسم در محاصره
حس حضور تو
تَن مردانه ام زخمی بودنت
میشود
در این تشویش جنگ
سرد
دوست دارم تسلیم اغوشت
شوم
در این انقلاب شبِ
خاکستری
✍🏼سیامک_جعفری
- ۴.۶k
- ۱۰ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط