{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طاقتی نمانده است

طاقتی نمانده است

ثانیه ها به سنگینی و با کمال آرامش می گذرند

لبریزم از انتظار

انتظاری طاقت فرسا

انتظاری گنگ و مبهم

لحظه ها - به لحظه ها نمی ارزند

گرفتار سکوتی هستم پر هیاهو

و طاقتی نمانده است

دیدارت را انتظار می کشم

و با یادت امروز را به فردا مبدل می سازم

به امید فرداها ولی افسوس

طاقتی نمانده است

ای آشناتر از هر آشنا

امشب غریبترین غریبها هستم

تنم از آوار غربت مجروح

و روحم از دلتنگیت سرشار است

هیچ می دانی بی تو

این خسته دل چگونه زندگی را باور کند

هیچ می دانی بی تو

زندگی چگونه مرا اسیر خود کرده

هیچ می دانی بی تو

طاقتی نمانده است

و زندگی چقدر طاقت فرساست

در انتظارم . . . در انتظارم در انتظار تو

ای خوب . . . ای مهربان
دیدگاه ها (۲)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

گربه ای در نیمکت کناری...

وقتی مریض بودی ولی …

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

قسمت ۷

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط