{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار، پاورچین شبی آمد دلم سوزاند و رفت

یار، پاورچین شبی آمد دلم سوزاند و رفت
در دلِ خاکسترش آلاله ای بنشاند ورفت

صبر را از دل ربود و بهر ویران کردنش
با نگاهی آن سیه چشم آتشی افشاند و رفت

گرد بادی بود و بی پروا به صحرای جنون
بیدِ پا بر جای را از شاخ و بن لرزاند و رفت

نامه های دوستت دارم، به زیر پا فکند
دفتر شعرِ مراهم بی وفا نا خواند و رفت

شرطِ دلداری شکست و قصدِ آزارِ دلم
مرغک بی آشیان را از قفس پرّاند و رفت

گرچه دل را برد یحیی! لیک دلشادم که یار
بویِ آن پیراهنش در خانه ام جا ماند و رفت 
دیدگاه ها (۲)

یار، پاورچین شبی آمد دلم سوزاند و رفتدر دلِ خاکسترش آلاله ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط