بی بی های ما پای دار قالی حرف هایی می زدند.

بی بی های ما پای دار قالی حرف هایی می زدند.
می گفتند تار و پودی که زن آبستن ابزار زده باشد شل و وارفته است.
فرشی که پیرزن بافته باشد گرم است و برای زمستان خوب است.
فرش دختر مجرد، تیز رنگ است و چشم را می زند!
اما همان ها می گفتند که امان از قالیِ نوعروس و دختر عاشق...
نقشش هزار راه می برد آدم را. نقشش غلط است. مرغش سر می کند توی گل و گلش می رود زیر بال و پر مرغ...
اما عوضش تا بخواهی جان دارد...

#رضا_امیرخانی
دیدگاه ها (۱)

"... بی بی های ما٬ پای دار قالی حرف هایی میزدند.می گفتند : ت...

بی بی های ما پای دار قالی حرفهایی می زدند... می گفتند تار و ...

#کتاب_بخونیمبی بی های ما، پای دار قالی، حرفهایی می زدند.. می...

#کپشن ۹۳۹بی بی های ما پای دار قالی حرف هایی می زدند. می گفتن...

"...بی بی های ما پای دار قالی حرف هایی میزدند.می گفتند تار و...

چگونه با پدرت آشنا شدم؟-۱۷-نامه شماره هفده«استانبول، شهر عشق...

نامه شماره هفده«استانبول، شهر عشق!»رفته بودیم ماه عسل! خانه ...

قصه های شبانه :۰چگونه با پدرت آشنا شدم؟!_مونا زارعنامه شماره...

استانبول، شهر عشق!رفته بودیم ماه عسل! خانه ما برعکس بود. یعن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط