پارت پنج
پارت پنج
کوک به سونی نزدیک شد و سونی به صندلی ماشین چسبیده شد
کوک: میگم دوست دارم.....چرا توهم اینو نمیگی،انقد سخته؟ ( بغض )
سونی: تو نمیفهمی که کوک من تورو دوست دارم.....ف... فقط ازت میترسم،اوکی؟
کوک: د.... دوستم داری؟
سونی قول نمیدم سرت داد نزنم ولی دیگه بهت آسیب نمیزنم.... هرچقدر زمان ببره مهم نیست.....سعی میکنی بهم اعتماد کنی؟
سونی یقه ی کوک و گرفت و بیشتر به خودش نزدیک کرد
سونی: من...دوست...دارم...پس بهم ثابت کن که میتونم بهت اعتماد کنم
سونی تا این حرف رو زد کوک لبای سونی رو بوسید
وقتی از هم جدا شدن کوک سونی رو بغل کرد
کوک: قول میدم ازت مراقبت کنم،دختر کوچولوم
سونی: خیلی دوست دارم( بغض سگی )
کوک: منم دوست دارم قشنگم،دارم راجب آیندمون فکر میکنم...به نظرت بچمون اخلاقش به کدوممون میبره
سونی: کوک،ما تازه بهم اعتراف کردیم...هنوز ازدواج هم نکردیم
کوک: اگر دختر باشه... اسمش لوسی میشه...اگر پسر باشه.. اسمش یوجین میشه
سونی: دارم با در حرف میزنم؟
کوک: خب این چیز خوبیه کههه
ولی یادت باشه...من خیلی دوست دارم پس مال منی خانومی،فهمیدی؟
سونی: میدونم فهمیدم،اوکی
کوک: بخشیدیم؟
سونی: آره بخشیدمت..... واقعا بهم آسیب نمیزنی؟
کوک: سونی من اولش اشتباه کردم،ولی دیگه تکرارش نمیکنم
کوک گونه ی سونی رو بوسید و به خونه رفتن
پایان 🥳💜
چطور بود؟
داستان بعدی از کی باشه؟
کوک به سونی نزدیک شد و سونی به صندلی ماشین چسبیده شد
کوک: میگم دوست دارم.....چرا توهم اینو نمیگی،انقد سخته؟ ( بغض )
سونی: تو نمیفهمی که کوک من تورو دوست دارم.....ف... فقط ازت میترسم،اوکی؟
کوک: د.... دوستم داری؟
سونی قول نمیدم سرت داد نزنم ولی دیگه بهت آسیب نمیزنم.... هرچقدر زمان ببره مهم نیست.....سعی میکنی بهم اعتماد کنی؟
سونی یقه ی کوک و گرفت و بیشتر به خودش نزدیک کرد
سونی: من...دوست...دارم...پس بهم ثابت کن که میتونم بهت اعتماد کنم
سونی تا این حرف رو زد کوک لبای سونی رو بوسید
وقتی از هم جدا شدن کوک سونی رو بغل کرد
کوک: قول میدم ازت مراقبت کنم،دختر کوچولوم
سونی: خیلی دوست دارم( بغض سگی )
کوک: منم دوست دارم قشنگم،دارم راجب آیندمون فکر میکنم...به نظرت بچمون اخلاقش به کدوممون میبره
سونی: کوک،ما تازه بهم اعتراف کردیم...هنوز ازدواج هم نکردیم
کوک: اگر دختر باشه... اسمش لوسی میشه...اگر پسر باشه.. اسمش یوجین میشه
سونی: دارم با در حرف میزنم؟
کوک: خب این چیز خوبیه کههه
ولی یادت باشه...من خیلی دوست دارم پس مال منی خانومی،فهمیدی؟
سونی: میدونم فهمیدم،اوکی
کوک: بخشیدیم؟
سونی: آره بخشیدمت..... واقعا بهم آسیب نمیزنی؟
کوک: سونی من اولش اشتباه کردم،ولی دیگه تکرارش نمیکنم
کوک گونه ی سونی رو بوسید و به خونه رفتن
پایان 🥳💜
چطور بود؟
داستان بعدی از کی باشه؟
- ۱۳۸
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط