{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : ناگهان باران گرفت ... اشک هایم خیس شد ...

گفت : ناگهان باران گرفت ... اشک هایم خیس شد ...
گفتم : اشک که خیس نمیشه .
گفت : چرا نمیشه ؟ اشک های من خیس میشن ؛ اشک های من همیشه خشک بودن ، بارون که بیاد خیس میشن .

فرهاد حسن زاده | زیبا صدایم کن
دیدگاه ها (۰)

در ستایش نخل :))

تو به گوش دل چه گفتی ؟ که به خنده اش شکفتی ؟

غروب .

هرچی درباره این کتاب شنیدی،فراموش کن.این همون کتاب بهترین فی...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

چنلم به اکانت زیبا تو نیاز داره🌚✨متقابل؟! حتما💘✨تب ریکت میرم...

نماد مرگ پارت شیشم

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀 کربلا…🥀💔اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 163♡⁠。⁠)⁩وقتي خ...

رمان تهیونگ و جنی

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:9"روز بعد،نیویورک"آفتاب صبحگاهی به داخل...

عاشقانه های شبنم

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط