{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" ددی مافیایی من "

" ددی مافیایی من "

" فصل ۲ "


پارت : ۳۱




لیون : بابا آخه دلت میاد که من تا آخره عمرم سینگل بمونم ؟



یونگی : برو گمشو بیشعور من پدرتم



لیون : اااا راستی تو پدرمی 🗿



بونگ وو : دوسته من یه خواهره خیلی خوشگل داره شبیه یه سنجابه



لیون : راست میگی ؟



بونگ وو : آره



لیون : ازش عکس نداری ؟



بونگ وو : آخه من چرا باید عکسه خواهره دوستمو داخله گوشیم داشته باشم ؟🗿😐



لیون : چمد 😐🗿



لیون : حالا اسمش چیه ؟



بونگ وو : سایون



یونگی : ااا لی سایون ؟



بونگ وو : اره عمو



یونگی : خب بیا پسرم من ازش عکس دارم



لیون : کو کو



یونگی : ( عکسه رو نشونش داد )



بونگ وو : واییییی چقدر کایوته



بورام : آره کیوته



بورام : ولی یونگی



یونگی : بله عشقم ؟



بورام : تو چرا عکسه این دختره رو داخله گوشیت داری ؟



یونگی : امممم خببب



بورام : خجالت بکش تو الان یه پسر و یه زن داری ( کیفشو برداشت رفت 🗿)



یونگی : وایساااا



یونگی : عسلم اونطوری که تو فکرشو میکنی نیست
دیدگاه ها (۰)

" ددی مافیایی من "" فصل ۲ "پارت : ۳۲بورام : خب تو به من بگ...

" ددی مافیایی من " " فصل ۲ " پارت : ۳۳یونگی : اها 🗿یونجون ...

" ددی مافیایی من "( فصل ۲ )پارت : ۳۱ یونگی ویو :بورام : خ...

〔 ددی مافیایی من 〕〔فصل ۲ 〕پارت : ۳۰ بومگیو : خب حالا چرا او...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①⑧من موندم و یه حلقه با طرح گربه و گونه ای که به خاطر ب...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①⑥+ یونگی در قلبش رو برای هر کسی باز نمیکنه... وقتی ربک...

مه در میانه جنگل Part8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط