دختر و پارتی

پارت دوم

---

**پارت دوم**

**ناگهان حرارتی دور کمرش حس کرد. گرم، سنگین، مثل چیزی که از پشت سر بی‌خبر میاد. دستی زبر و مردانه بود؛ نه از اون دست‌هایی که تو شلوغی اتفاقی رد می‌شن — این یکی هدف داشت.**

**لیها فرصت نکرد واکنش نشون بده. دست، آروم ولی محکم، از میان جمعیت کشیدش سمت تاریکی پارتی. جایی که نور جرئت رسیدن نداشت؛ فقط سایه بود و صدای خفه‌ی موسیقی که از دور می‌اومد.**

**لیها برگشت تا ببینه کیه. همون لحظه، بدنش به بدن مرد خورد. فاصله‌ای نبود. عضلات مرد از پشت پارچه‌ی نازک لباسش حس می‌شد — سخت، گرم، بی‌حرکت.**

**نفسش تو گلوش گیر کرد. خواست جدا شه، یه قدم عقب بره، ولی مرد مثل یه سپر آهنین نگهش داشته بود. نه زور بود، نه خشونت — یه سنگینی بود که راه فرار رو می‌بست.**

**تو اون تاریکی، لیها برای اولین بار حس کرد که مرزش شکسته شده. و عجیب اینکه، یه لحظه هم مقاومت نکرد.**

---
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

پارت ۴۱

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

پشت صحنه جادویی پارت چهارم ویو حلمانفهمیدم که پیش تهیونگم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط