غزل هستی

من دارم فرو میریزم
و دهانم تلخ است.

من دارم مرثیه میخوانم
و صدایم طولانی ست.

من دارم عروج میکنم
و خاموشم.

و یک دور کامل زده ام
و اینک سخت بیدار شده است آن دلبر زیبای من
و باز چشمک می زند
آه
نه
من هرگز در آغوشش نخواهم کشید
او آتش تلخ است
زخمی می زند و رهایت می سازد
آه!
زخمهایش چه تلخ است.

آه ! پروانه را ببین که بسوی آتش میپرد تا سپیده دم.
و آنگاه میسوزد.
ولی او هنوز نسوخته است به تمام و کمال
فقط بالهایش سوخته
و اینک چون کرمی
بر خاک
می غلطد
و جان می کند
او پروانه بود روزی
ماند و اینک به کرم می ماند
و خاطره بالهایش
که میتوانست او را به قلب آتش افکند
می کشدش.
چه پروانه بد شانسی !

از کتاب (غزل هستی) اثر استاد علی اکبر خانجانی
این کتاب بهمراه 180جلدکتاب دیگر را از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید :

https://www.khanjany.org/wp-content/uploads/2022/11/pdf/kotob/books.rar
دیدگاه ها (۱)

تاریخ عشق

حسین(ع) سلطان خلق جدید انسان و آزادی بیان

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

عذاب النّار چیست‌؟

امیر نقدی

سید محمد شفیع شفیعی شاعر خمینی

ابوالفضل حکیمی شاعر نی‌ریزی

حسن فدایی شاعر نطنزی

تقاضا دارم کامل بخونید بسیار زیباست این بهترین مطلبی بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط