{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدار جهان بی تو غم انگیز شد ، ای یار !

دیدار جهان بی تو غم انگیز شد ، ای یار !
انگار ، بهاری است که پاییز شد ای یار !

چندان که مرا جام تــُهی شد ز می وصل
جانم ز تمنای تو ، لبریز شد ، ای یار !

ناچار ، زمین خورد شکیبایی عاشق
چون با غم ِ عشق تو گلاویز شد ای یار !

باد سحری نافه گشاد از سر زلفت ،
او کامروا شد که سحرخیز شد ای یار !

کی می رود از یاد من آن سال ها که پاییز
از باغ و بهار تو ، دل انگیز شد ای یار !

گفتی که تو را می کشم ، امروز کجایی ؟
بشتاب به سویم که خود آن نیز شد ای یار !
دیدگاه ها (۱)

دلم ز هر دو جهان...مهر پروریدهٔ تست...تنم به دست ستم...پیرهن...

هرگز دلم ز کوی تو؛جائی دگر نرفت..یکدم خیال روی توام؛از نظر ن...

سراپا اگر زرد پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم چو گلدان...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبانِ عاشقان چشم است و ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مردی که در کنارم بود

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط