p20/اخر
ات: خب...من...
جونگکوک: نونا؟
ات: قبول میکنم
جیسو: کصکش جونم بالاخره رفتی خونه بخت لیلیلی
نامجون: الان من چی شنیدم؟
جیمین: جواب بله زن کیم تهیونگ
تهیونگ: اممم... شوخیه؟
جیهوپ: تو خودت خواستگاری کردی... بعد میگی شوخی؟
تهیونک: خب اون لحظه خون به مغزم نرسید مشنگا
شوگا: پشیمونی؟
تهیونگ: نه...اتفاقا خوشحالم....
شوگا: پس مبارکه...
جین: انقدر همچی توهم شد من هیچی نفهمیدم.... الان تهیونگ خواستگاری کرد و ات بله داد؟!
نامجون: خاک تو سرت با تربیتت
جین: چرا من... اینا شعور ندارن به من جه احمقا... اینا گون من مقصرم؟(رپ سوکجینی)
جیهوپ: اروم باش حرص نخپر بابابزرگ
جین: با کی بودی؟(با ملاقه افتاد دنبالش)
ات: خب... من باید چی صدات کنم...
تهیونگ: اممممم... پیشنهادی ندارم...
ات: میشه همون سونبه بگم؟؟؟
شوگا: نه.... باید بگی تهیونگ
جیمین: نه نه نه..
بعد با عشوه اومت جلو دست تهیونگ رو گرفت
جیمین: شوهری.. کجا بریم بیرون؟
جونگکوک: ایشششش.. چندش برو کنارررررر
جیسو: خیلی چصمانتیک بود...
ات: ادب زیر خط فقر....
جیسو: تو یکی گوه نخور..
ات: تورو نمیخورم
جیسو: هیاااا.. من اونیتم گاووووو
ات: به یه ورممممم
و این داستان همچنان ادامه داشت
⚡پایان⚡
میدونم ریدم معذرت.. ومن فردا مسابقه لیگ دارم برای همین فقط با استرس این رو نوشتم....
جونگکوک: نونا؟
ات: قبول میکنم
جیسو: کصکش جونم بالاخره رفتی خونه بخت لیلیلی
نامجون: الان من چی شنیدم؟
جیمین: جواب بله زن کیم تهیونگ
تهیونگ: اممم... شوخیه؟
جیهوپ: تو خودت خواستگاری کردی... بعد میگی شوخی؟
تهیونک: خب اون لحظه خون به مغزم نرسید مشنگا
شوگا: پشیمونی؟
تهیونگ: نه...اتفاقا خوشحالم....
شوگا: پس مبارکه...
جین: انقدر همچی توهم شد من هیچی نفهمیدم.... الان تهیونگ خواستگاری کرد و ات بله داد؟!
نامجون: خاک تو سرت با تربیتت
جین: چرا من... اینا شعور ندارن به من جه احمقا... اینا گون من مقصرم؟(رپ سوکجینی)
جیهوپ: اروم باش حرص نخپر بابابزرگ
جین: با کی بودی؟(با ملاقه افتاد دنبالش)
ات: خب... من باید چی صدات کنم...
تهیونگ: اممممم... پیشنهادی ندارم...
ات: میشه همون سونبه بگم؟؟؟
شوگا: نه.... باید بگی تهیونگ
جیمین: نه نه نه..
بعد با عشوه اومت جلو دست تهیونگ رو گرفت
جیمین: شوهری.. کجا بریم بیرون؟
جونگکوک: ایشششش.. چندش برو کنارررررر
جیسو: خیلی چصمانتیک بود...
ات: ادب زیر خط فقر....
جیسو: تو یکی گوه نخور..
ات: تورو نمیخورم
جیسو: هیاااا.. من اونیتم گاووووو
ات: به یه ورممممم
و این داستان همچنان ادامه داشت
⚡پایان⚡
میدونم ریدم معذرت.. ومن فردا مسابقه لیگ دارم برای همین فقط با استرس این رو نوشتم....
- ۳.۶k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط