‌درون سینه‌ام دردی‌ست خون‌بار،

‌درون سینه‌ام دردی‌ست خون‌بار،
که همچون گریه می‌گیرد گلویم را، غمی ‌آشفته، دردی گریه آلود نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم.
دیدگاه ها (۰)

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،که عاشق می‌کند دل را، و...

نمی‌دانم بگویم راز جرأت و جسارت کودکان یمنی یا بگویم تنها حر...

چه‌دردی میکشم از سردی ِ رفتار ِ چشمانی‌که عاشق می‌کند دل را ...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،🌸که عاشق می‌کند دل را، ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

❌نگذار خریدت خون آلود باشد ❌هر انتخاب ما، می‌تواند یک پیام ب...

مهدی جان

قاعده ۳۸

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط