هر کجا می‌خواهی بروی، برو

هر کجا می‌خواهی بروی، برو
اما مرا با خودت ببر.

حتا میان آتش و هلهله‌های دود
بالای ابرهای مسمومِ بی‌باران
زیر شِنی‌های بی‌مُرُوَّتِ فولاد.

هر کجا می‌خواهی بروی، برو...
اما مرا با خودت ببر!

مرا در جیب‌هایت بریز
در کوله‌ات بگذار...
بر پیشانی‌ات بنشان
و ببر.
دیدگاه ها (۰)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

سناریو باجی کیسوکه

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

((سایه ی فراتر از جنگ))قسمت اول :مهمانی در تاریکیشب بود.دهکد...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

نگاهت ، تکرار مکرر بهار ست وُُ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط