ایدل های ثروتمند

بزرگترین سوتی تون چی بوددد؟


خودم:
یبار ک خاله هام و عمه ام خونمون بودن واسه ناهار
من از بیرون برگشتم بعد همینطور ک داشتم میرفتم اتاقم بلند طوری ک همه شنیدن پرسیدم
ماماننننننن غذا چی پخیدی
میخواستم بگم پختی اشتب گفتم
ینی دویدمااااااااااا
دیدگاه ها (۳۷)

•~•~قسمت چهارم : پیوند اجباری•~•~تهیونگ و ات داشتن جر و بحث ...

پارت ۳

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

پارت هفدهم《Custom kiss》 ×چیزی شده؟!+...

معجزه من پارت ۳۲ مهگل:من باردارم النا:یعنی دارمم خاله میشم د...

p11

مهسا♥ ️واقعا شب زیبایی واسم بود حس میکردم براش مهمم و دوستم ...

پارت ششم

#ناجی #پارت_٣٣ب کمک نگار بلند شدم و روی مبل نشستم احسان بعد ...

باهاشون رفتم دم در با چشم گریون رفتم اولین بار بود ک بدون ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط