#هم_قدم_باشهدا

#هم_قدم_باشهدا

می گفتی : آب!
می خورد و می گفت : #شکرخدا !
°
می گفتی: غذا!
می خورد و می گفت : شکرخدا!
°
می گفتی : شربت!
می خورد و می گفت : شکرخدا!
°
می گفتی : #ترکش !
می خورد و می گفت : ...!
°
تو #وصیت_نامه اش نوشته بود:
این #لطف_الهی بود، که از این بابت بارها و بارها خدا را #شکر می کنم.

#فکر_نو #شهید #بسیجی #رزمندگان#شهید#پاسدار
دیدگاه ها (۴)

بنده انیمه دوستم هستم🌝

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانهبعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم ...

پارت ۲/اخر«چان؟!»چان وسط اتاق ایستاده بود.موهایش خیس بود.حول...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

‏🐺[۱۵:۱۶ ~ 16:40 به وقت آرژانتین]این روزا حین تمرین، مدامتلو...

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

وقتی مریض بودی ولی …

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط