اولین باری که با ویسکون آشنا شدم یادمه دنبال رمان میگشتم

اولین باری که با ویسکون آشنا شدم یادمه دنبال رمان میگشتم و سایت ویسگون برام باز شد .
اونوقتا بدون اینکه ثبت نام کنم اومدم داخل ویسگون.
محیط خوبی بودش همه همدیگه رو میشناختن 🙂یادمه فکر میکردم اینا فامیلاشونن که باهاشون اینقدر گرم رفتار میکنن و چت میکنن باهم ‌.خوشم اومد و پیج واسه خودم ساختم اونموقع ها ۱۴ سالم بود .با یه اسم فیک خودمو معرفی کردم !

دوستای زیادی پیدا کردم یادمه تمام روزمرگیام شده بود ویسگون گردی و دوست پیدا کردن .چت کردن و دنبال پیج متروکه بودم که ببینم چه خبره
اونایی که قدیمین میفهمن 😆همه رو میشناختیم
یادمه نمیشد کلیپ فرستاد یادمه وقتی اضافه شد چقد ذوق زده شده بودیم 😂
چقد اینجا رل میزدیم زیر ابی میرفتیم 😂
چقدر پستای تولدت میزاشتیم برا دوستامون از وقتی دایرکت اضافه شد برکتم از ویسگون رفت متاسفانه اه یادش بخیر چقد دنبال عکس فیک گشتن بودیم که ثابت کنیم عکسه فیکه 😵‍💫
درکل دوستای خوبی پیدا کردم 😍🥲که هنوزم خیلیارو دارم 🙂❤️
😂نمیدونم چی بگم کلی خاطره داریم ویسکون 😁
دیدگاه ها (۴۵)

‌‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤ‌‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤاِؤ-ل...

#ناشناسای_نیلوفر ↓1- دقیـــقا منـم اینجــورم امـا مـورد عشقـ...

BEST FRIEND FOR EVERمیخواستم تشکر کنم از حضور دوستای خوبی که...

"کتابخانه عشق"part:²¹یونا:وایسا زنگ بزنم به بورامزنگ زدم ولی...

🍂 همه چی با یه سؤ تفاهم ساده شروع شد...درست وقتی که اونو به...

خیلیییی وقته با هم در ارتباطیم منظورم از خیلییی ، نسبت به بق...

اشتباهی از عشق p²

Simple life in seoulPart 8الان چرا باید ته سونگ اینجا میبود؟...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁴¹ویو جونگکوکمن امروز نتونستم برم دنب...

پارت ۳۶از دید ا/ترسیدیم خونه ک با بچه ها روبه رو شدیمنامی:خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط