دلم ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ..... ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ..... ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺮﺳﺘ
دلم ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ..... ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ..... ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺩ میزﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺮﻭﯾﺪ، ﮐﻨﺎﺭ برﻭﯾﺪ ..... ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﻧﯿﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ..... ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺭﻭﯼ ﮔﺮﺩﻧﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ..... ﻧﺒﻀﺶ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ ..... ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ..... ﻧﺒﻀﺶ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ ..... ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ..... ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺟﺴﻤﻢ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﺍﺍﺍﻡ !! من ک ب آرزوهایم نرسیدم بگذار برسند ب آرزویشان آنان که به نبودنم راضی بودند!!!!!!
- ۴۸۱
- ۰۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط