{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشه ای در استکان آمد فرود

پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود

کودکی از شیطنت بازی کنان
بست با دستش دهان استکان

پشه دیگر طعمه اش را لب نزد 
جست تا از دام کودک وارهد

خشک لب می گشت، حیران، راه جو 
زیر و بالا، بسته هرسو، راه او

روزنی می جست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر

هرچه بر جهد و تکاپو می فزود 
راه بیرون رفتن از چاهش نبود

آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فروافتاد خونین بال و پر

جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر، عزیز
فریدون مشیری
دیدگاه ها (۴)

🐜پشه ای در استکان آمد فرودتا بنوشد آنچه واپس مانده بودکودکی ...

🌸پشه اي در استكان آمد فرودتا بنوشد آنچه وا پس مانده بودكودكي...

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

هوانگ یونا اورجینالیست

زَنآممم :https://wisgoon.com/olivia677https://wisgoon.com/el...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط