{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر رخت دستی بکش دیوانه کن مهتاب را

بر رخت دستی بکش دیوانه کن مهتاب را
گیره از مو باز کن محصور کن شب تاب را

ریزه ریزه خنده کن در زیر تاب خرمنت
مست کن با خنده ات این عاشق بی تاب را

چشم هایت موج آتش، رنگ سرخی از غروب
پس بزن چشمک ، رها کن شعله ی در آب را

رقص کن با ناز و غمزه ، ای کمر باریک من
در نمازم آمدی آوار کن محراب را

مهربانم! بی صدا در خواب من گم می شوی
کاش بیدارش کنی این خسته ی در خواب را
دیدگاه ها (۱)

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

بر رخت دستی بکش دیوانه کن مهتاب راگیره از مو باز کن محصور کن...

آمدی کنج لبم را با لبت تحریک کنقصه عشق و هوس را در دلم تفکیک...

مدح قمر منیر بنی هاشم...جلوه کن در دلِ شب صورت مهتاب بکشخَم ...

شب بخیر اے ردپاے گمشده در خواب‌هاسایه‌ے رویاے عشق افتاده بر ...

باز کن در را؛ دو چشم پر شراب آورده اماز سر کوه بلند تاک، آب ...

تو می خندی دهانِ باغِ لیمو آب می افتد و سیب از اشتیاقِ دیدنت...

تو می خندی، دهان باغ لیمو آب می افتد و سیب از اشتیاق دیدنت ب...

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط