{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالم شکسته بودوهوایی نداشتم

بالم شکسته بودوهوایی نداشتم
ازدست روزگار رهایی نداشتم
بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدن
مشهد اگر نبود که جایی نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بودو دوایی نداشتم
گفتم مگر امام رضا چاره ای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم...
دیدگاه ها (۱)

سلام داداشا

*بالم شکسته بودوهوایی نداشتم**ازدست روزگار رهایی نداشتم**بیه...

بالم شکسته بودوهوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شكسته بودوهوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شكسته بودوهوايي نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شكسته بودوهوايي نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم از دست روزگار رهایی نداشتم بیه...

بالم شكسته بودوهوايي نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شکسته بود و هوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتم...بیه...

بالم شكسته بود و هوایی نداشتم ازدست روزگار رهایی نداشتمبیهود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط