{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگ سیاه

نمیتونستم نفس بکشم با ی خند شیطانی داشت بهم نزدیک می‌شود من عقب میرفتم تا پشتم ب دیوار خورد صورتشو نزدیک کرد جوری نفسای گرمش ب صورتم می‌خورد دوتا دستاشو گذاشت کنار شون هام تا نتونم فرار کنم جولیا ب در مشت میزد و صدا میزد
جولیا:داداش ولش کن خواهش میکنم (با گیر)
ولی کوک اصلا بهش امنیت نمی‌داد نفسای عصبیش ب
صورتم می‌خورد
کوک:چرا هیچی نمیگی لال شدی (اخرش پوزخند زد)
ا/ت:م..من.من
کوک:من من نکن حرف (بزن با داد)
از دادش ب خودم لرزیدم بغض گرفتم ولی نمیخواستم اشکامو ببین نمیخوام جلوش ضیف باشم جلوی اشکامو گرفتم
ا/ت:برو کنار
کوک دستشو نزدیک صورت ا/ت کرد ولی ا/ت پسش زد
ا/ت:وقتی بهم دست میزدی احساس میکنم ی هرزم
کوک از حرف ا/ت عصبی شد و بهش ی سیلی زد ک تو پرت شد روی زمین
دیدگاه ها (۱۰)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

Afterglow

سناریو ناگی پارت ۲

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط