گاه گاهی میشود دلتنگی از حد بگذرد
گاه گاهی میشود دلتنگی از حد بگذرد
سیل افکاری که از ذهنت نباید، بگذرد
بغض راه گریه را میبندد و دریای اشک-
پافشاری میکند از آخرین سد بگذرد
با خودت در گوشهای از خانه خلوت میکنی
تا مگر این لحظههای تلخِ ممتد بگذرد
کوچهها دلتنگیات را صد برابر میکنند
گرچه گاهی اتفاقی هم بیفتد، بگذرد
ناگهان در خواب میبینی سواری سبز پوش-
با اناری سرخ در دستش میآید بگذرد
با تبسمهای معصومانه میگوید بیا-
یک شبی مهمان ما هرچند که بد بگذرد
چارهای دیگر نمیماند بجز تسلیم محض
کیست که از دعوت اولاد احمد(ص) بگذرد
ترس داری پلکها را روی هم بگذاری و
خواب باشی و قطار از شهر مشهد بگذرد
دعاگوی دوستان خواهم بود
سیل افکاری که از ذهنت نباید، بگذرد
بغض راه گریه را میبندد و دریای اشک-
پافشاری میکند از آخرین سد بگذرد
با خودت در گوشهای از خانه خلوت میکنی
تا مگر این لحظههای تلخِ ممتد بگذرد
کوچهها دلتنگیات را صد برابر میکنند
گرچه گاهی اتفاقی هم بیفتد، بگذرد
ناگهان در خواب میبینی سواری سبز پوش-
با اناری سرخ در دستش میآید بگذرد
با تبسمهای معصومانه میگوید بیا-
یک شبی مهمان ما هرچند که بد بگذرد
چارهای دیگر نمیماند بجز تسلیم محض
کیست که از دعوت اولاد احمد(ص) بگذرد
ترس داری پلکها را روی هم بگذاری و
خواب باشی و قطار از شهر مشهد بگذرد
دعاگوی دوستان خواهم بود
- ۱.۱k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط