{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را و

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن کنم!

ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف <ض> در کلمه "و لا الضالین" ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم...
به راستی ما به کجا می رویم...
دیدگاه ها (۹)

اون گوشه از قلبم ک مال هیچکس نیست:...............بیست تومن پ...

♡ﻫﻤﺴﺮﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ♡♡....................·....البته الا...

ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﺮ ﮐﻮﻩ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪﺷ...

انگار حتماً باید آسمان به زمین بیاید، باید اتفاق خاصی بیفتد....

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن ...

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن ...

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن ...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط