تا ک هستی،

تا ک هستی،
هستـــی ام دیگر تمنای سکوتش را مدارا کرده است ...
کودک جان درون ام ، ناله را موکول فردا کرده اســت
از برای لحظه هایی بــی نظیر از خنده و از جنس راز ...
رقص کولی وار دل را بی کران در شهر بر پا کرده است
با سرانگشتان دستش از برای مامـن و یک آشیـــــان
نقش جان را بر پر آن شاپرک مدهوش اجرا کرده است
در عبور از کوچه های خستگی و در مسیر ساز و نــــاز ...
بادبان کشتی دلدادگـی را ، راهیِ آبی ی دریا کرده است
تا برای نغمه گفتن هایــی از شعر پری و عطر یــــــار
شانه هایت را برای گریه کردن، آری پیــــدا کرده است


شعر از مهدی یوسفی (م.ی)



(عکس نوشته ها و برگ های دیگر این دفتر شعر مرا هم سر بزن...)



https://telegram.me/youplus


#عکس_نوشته #شعر #عاشقانه #دفتر_شعر #م_ی #هنر #تصویر #پس_زمینه #احساس
دیدگاه ها (۴۱)

بازم تلاطم های جان، طوفان و غوغا کرده است از خستگی ها و زمان...

از برای خنده هایی بی فریب تنـــــها نرو ... دیگر بمــان. مه...

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط