فردوسی بزرگ
ابوالقاسم منصور، زادهی شهر توس، متخلص به فردوسی، از شاعران بزرگ و ملی_میهنی ایران است.
فردوسی در اواخر دوران پادشاهی سامانیان، وارد دربار سامانی شد و تحت حمایت امیران سامانی قرار گرفت.
او در این دوران شروع به سرودن شاهنامهی خود کرد.
فردوسی در سرودن شاهنامهی خود از ۳چیز کمک گرفت :
۱_شاهنامهی منثور* ابومنصوری=
شاهنامهای که به دستور امیر ابومنصور و توسط دانشمندان خراسان نوشتهشد و تاریخ گذشته و باستانی ایران در آن نمایان بود.
۲_خداینامههای ساسانی=
خداینامهها مجموعه کتابهایی تاریخی_سیاسی بودند که در زمان ساسانیان به تألیف درآمده بودند، این کتابها توسط دبیران و تحت نظر رئیس دبیران که در زمان ساسانیان به آنها ( ایراندَبیربُد ) یا ( دبیرانمَهَست ) میگفتند نگاشته میشدند و افسانههای کهن ایرانی مثل (کیومرث، طهمورث، فریدون و جمشید) بهعنوان شاهنشاهان افسانهای ایران باستان و همچنین وقایع دوران شاهنشاهان ساسانی را شامل میشدند.
۳_فرهنگ و باورهای مردم محلی=
از آنجا که فردوسی خود دهقان پیشه بود و عمدتاً با مردم روستاها و دِهکدهها که وارثان فرهنگ و باورهای ایرانی و باستانی بودند، در ارتباط بود، بهخوبی از اعتقادات و باورهای آنها در شاهنامهی خویش استفاده کرد، برای نمونه از این باورها میتوان به مهرپرستی(میترائیسم) و مَزدیسنا(زرتشت) اشاره کرد.
در زمان کشورهاگشاییهای محمود غزنوی، که سقوط پادشاهی سامانیان را موجب شد، فردوسی به دربار غزنويان رفته و شاهنامهی خود را که ۳۰سال برای آن کوشیده بود، به محمود غزنوی هدیه کرد، گرچه محمود غزنوی که پادشاه لایقی نبود، از این اثر گوهربار و شاهکار ادبیات فارسی، آنگونه که باید و شاید، پشتیبانی نکرد.
فردوسی، از شاعران سبک خراسانی به شمار میآید، چراکه بهلحاظ قلمرو تاریخی، جغرافیایی و همچنین قالبهای ادبیاتی شعر، اشعار فردوسی کاملاً مطابق ویژگیهای سبک خراسانی است.
توضیح درمورد واژگانی که با علامت ( * ) نشانهگذاری شدند.
منثور = اسم مفعول، به معنای به نثر کشیده شده، متونی که در قالب نثر نوشتهشدند را میگویند.
شعری از فردوسی =
چو بگذشت سال از برم شصت و پنج
فزون کردم اندیشه و درد و رنج
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
بزرگان و با دانش آزادگان
نبشتند یکسر همه رایگان
نشسته نظاره من از دورشان
تو گفتی بُدَم پیش مزدورشان
جز احسنت از ایشان نبد بهرهام
بگفت اندر احسنتشان زهرهام
سر بدرههای کهن بسته شد
وزان بند روشن دلم خسته شد
فردوسی در اواخر دوران پادشاهی سامانیان، وارد دربار سامانی شد و تحت حمایت امیران سامانی قرار گرفت.
او در این دوران شروع به سرودن شاهنامهی خود کرد.
فردوسی در سرودن شاهنامهی خود از ۳چیز کمک گرفت :
۱_شاهنامهی منثور* ابومنصوری=
شاهنامهای که به دستور امیر ابومنصور و توسط دانشمندان خراسان نوشتهشد و تاریخ گذشته و باستانی ایران در آن نمایان بود.
۲_خداینامههای ساسانی=
خداینامهها مجموعه کتابهایی تاریخی_سیاسی بودند که در زمان ساسانیان به تألیف درآمده بودند، این کتابها توسط دبیران و تحت نظر رئیس دبیران که در زمان ساسانیان به آنها ( ایراندَبیربُد ) یا ( دبیرانمَهَست ) میگفتند نگاشته میشدند و افسانههای کهن ایرانی مثل (کیومرث، طهمورث، فریدون و جمشید) بهعنوان شاهنشاهان افسانهای ایران باستان و همچنین وقایع دوران شاهنشاهان ساسانی را شامل میشدند.
۳_فرهنگ و باورهای مردم محلی=
از آنجا که فردوسی خود دهقان پیشه بود و عمدتاً با مردم روستاها و دِهکدهها که وارثان فرهنگ و باورهای ایرانی و باستانی بودند، در ارتباط بود، بهخوبی از اعتقادات و باورهای آنها در شاهنامهی خویش استفاده کرد، برای نمونه از این باورها میتوان به مهرپرستی(میترائیسم) و مَزدیسنا(زرتشت) اشاره کرد.
در زمان کشورهاگشاییهای محمود غزنوی، که سقوط پادشاهی سامانیان را موجب شد، فردوسی به دربار غزنويان رفته و شاهنامهی خود را که ۳۰سال برای آن کوشیده بود، به محمود غزنوی هدیه کرد، گرچه محمود غزنوی که پادشاه لایقی نبود، از این اثر گوهربار و شاهکار ادبیات فارسی، آنگونه که باید و شاید، پشتیبانی نکرد.
فردوسی، از شاعران سبک خراسانی به شمار میآید، چراکه بهلحاظ قلمرو تاریخی، جغرافیایی و همچنین قالبهای ادبیاتی شعر، اشعار فردوسی کاملاً مطابق ویژگیهای سبک خراسانی است.
توضیح درمورد واژگانی که با علامت ( * ) نشانهگذاری شدند.
منثور = اسم مفعول، به معنای به نثر کشیده شده، متونی که در قالب نثر نوشتهشدند را میگویند.
شعری از فردوسی =
چو بگذشت سال از برم شصت و پنج
فزون کردم اندیشه و درد و رنج
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
بزرگان و با دانش آزادگان
نبشتند یکسر همه رایگان
نشسته نظاره من از دورشان
تو گفتی بُدَم پیش مزدورشان
جز احسنت از ایشان نبد بهرهام
بگفت اندر احسنتشان زهرهام
سر بدرههای کهن بسته شد
وزان بند روشن دلم خسته شد
- ۲.۹k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط