{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده آمــد بــه مهمــانی همانـی که زمانی...

سرزده آمــد بــه مهمــانی همانـی که زمانی...
دستپاچــه می‌شــوم از ایـــن ورود نــاگهــانـی
 خستــه ی راه است و تنهــا آمده چرتی بخوابـد
مـن غـبـــار آلـــود در پیـراهـن خانـــه‌ تکانــی
 مــادرم راه اتـــاقـــم را نشـانـش می‌دهـــد، مـن
مضطرب از هرچـــه دارد در اتــاق من نشانی
 می‌ نشینــم گوشــه‌ای از آشپـــزخانــه هراســان
امشب از دلشـــوره‌ هــا تـــا صبح دارم داستانی
 وای آن نقـــاشی چسبـیـــده بــــر در را نـبـیـنــی
آه! آن تک‌ بیـت‌هــــای روی میــــزم را نخـوانی
 آن پــــر لای کتـــاب حافــظ، آن فــــال مکـــــرّر
آن نشــانِ لای قـرآن، خـــط دور «لـــن ترانــی»  
صفحـه ی آهنـگ محبوبـــش که می‌گفتــــم ندارم
وای... وای از «یاد ایامی که در گلشن فغانی...»
 نــــه! تو را جـان همان که دوستش داری کمد را
وا نکـــن...آن نامه‌هـــا و شعــرهــــای امتحـــانـی
 نامه‌هــــای خط خطـــی با تمبـــرهای عاشقانـــه
شعـرهایــی بـــا ردیف شک‌ بـرانگیــز «فلانی»
 غـرق افکـــارم، اذان صبــح می‌گویند، ای وای!
جانمـــازم! آن دعــایی کـــه... نمی‌خواهم بدانی!  
 
::انسیه سادات هاشمی
دیدگاه ها (۳)

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفتبــاور نـمـی کــردم ...

من الان دلم کیک شکلاتی می خواد. الان می خواد! همین الان. ندا...

#برشی_از_یک_کتاب چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیمتوی ...

دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ....چرا اشکهایت را هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط