{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-و زمزمه کرد:سایه از اعماق نور می‌آید.

-و زمزمه کرد:سایه از اعماق نور می‌آید.
چشم‌هایش ب رنگ خاک لگد خورده کنار باغچه بود ولی از فراسوی پلْکانِ شفافش شاخه‌های تاک را میدیدم؛از دور عطر درختانِ سرزنده‌اش بینی‌ات را پر می‌کرد ولی از نزدیک بویِ خاک و غم میداد.
قطره‌های خون خشک‌ شده بر بند انگشتانش را میتوانستی با برگِ گل‌سرخ اشتباه بگیری؛اشک‌هایش میگفت:«به ظاهر بسنده نکنید!در اعماق آب‌های نقره‌گون خزه‌های سیاه نقش بسته‌اند!»از فراسویش نغمه‌هایی محزون را میشنیدم که مدام میگفت:من از خلاء کابوس‌‌ها آمده‌ام.
مردم اورا درختی سبز با میوه‌های شبنم گرفته می‌دیدند ولی درونش،برگ‌ِ سوزنیِ تاک واژه را میخراشید.
او زمزمه میکرد:سایه از اعماق نور می‌آید.

–ryhne
دیدگاه ها (۱)

درود خوشگلا بریم برای پارت چهارممم

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۵: بازتاب در چشمان یاقوتیهنگام...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

🌿 نام گیاه: برگ انجیری ابلق 🌿🔮برگ های این گیاه پهن و دارای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط