یاقمرمنیر بنی هاشم ابوالفضل العباس
یاقمرمنیر بنی هاشم ابوالفضل العباس
گاه آهسته نگاهش به حرم بر می گشت
وسط معرکه گاهی دو قدم بر می گشت
این طرف رو به حرم گر چه تبسم می کرد
آن طرف ابروش از خشم بهم بر می گشت
مشک بر دوش...لب آب...لبش خشکیده ست
کاش می شد که از این قول قسم بر می گشت!
ناگهان تیغ پی تیغ فرود آمد و کاش
این جهان قبل مصیبت به عدم بر می گشت
همه دیدند کسی مشک به دندانش بود
با تنی زخمی و دستان قلم بر می گشت
نیمی از عرش زمین خورد و زنی نعره کشید
کاش آب آور طفلان حرم بر می گشت
کاش می شد که ابالفضل ز جا برخیزد
یا علی صاحب شمشیر دو دم بر می گشت
این طرف فاطمه و نعش پسر سوی دگر
مردی از علقمه با قامت خم بر می گشت.
گاه آهسته نگاهش به حرم بر می گشت
وسط معرکه گاهی دو قدم بر می گشت
این طرف رو به حرم گر چه تبسم می کرد
آن طرف ابروش از خشم بهم بر می گشت
مشک بر دوش...لب آب...لبش خشکیده ست
کاش می شد که از این قول قسم بر می گشت!
ناگهان تیغ پی تیغ فرود آمد و کاش
این جهان قبل مصیبت به عدم بر می گشت
همه دیدند کسی مشک به دندانش بود
با تنی زخمی و دستان قلم بر می گشت
نیمی از عرش زمین خورد و زنی نعره کشید
کاش آب آور طفلان حرم بر می گشت
کاش می شد که ابالفضل ز جا برخیزد
یا علی صاحب شمشیر دو دم بر می گشت
این طرف فاطمه و نعش پسر سوی دگر
مردی از علقمه با قامت خم بر می گشت.
- ۲.۹k
- ۰۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط