او رفت ...
او رفت ...
رفتنش مردانه نیست ...
برایم سخت است نبودنش ...
ترکم کرد و به اشکهایم پوزخند زد همان کسی که روزی نفس صدایم میزد ...
آنقدر خوبیش را جار زدم خجالت میکشم بگویم رهایم کرد در سیلاب تنهایی ...
چند سال خاطره زیر پایش مچاله شد ...
و دل من تاوان خاطره ها را میدهد ...
بی معرفت مرا شرمنده ی دلم کردی ...
چه زود گذشت ...
او همان بود که روزی میگفت تو نباشی نیستم ...
حالا نیست ...
دل من بهانه نگیر
یاد بگیر نبودنش را ...
•°•No Comment•°•
رفتنش مردانه نیست ...
برایم سخت است نبودنش ...
ترکم کرد و به اشکهایم پوزخند زد همان کسی که روزی نفس صدایم میزد ...
آنقدر خوبیش را جار زدم خجالت میکشم بگویم رهایم کرد در سیلاب تنهایی ...
چند سال خاطره زیر پایش مچاله شد ...
و دل من تاوان خاطره ها را میدهد ...
بی معرفت مرا شرمنده ی دلم کردی ...
چه زود گذشت ...
او همان بود که روزی میگفت تو نباشی نیستم ...
حالا نیست ...
دل من بهانه نگیر
یاد بگیر نبودنش را ...
•°•No Comment•°•
- ۹۶۳
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط