{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستی

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستی
کاسه ای لبریزم و صبر و قرارم نیستی

همچو برگ از شاخسار چشم تو افتاده ام
در خزان می میرم ای فصل بهارم نیستی

روح غمگینم جهانی را مکدر می کند
غرق در اندوهم اما غم گسارم نیستی

نا مسلمان بودم و ایمان من مهر تو بود
دین و دل سوزاندی و گفتی نگارم نیستی

یوسف گمگشته ای در راه کنعانم چه سود
دل بریدی از من و چشم انتظارم نیستی
.

دیدگاه ها (۲)

من که نفست بودم با کی هوایی شدی پس ؟؟؟هنوز هم حوالی خواب...

مرا دیوانه می سازد لب و چشمان و ابرویت پریشانیست که می بارد ...

هرکسی آمد به دنبال تو دنبالش نکن !هر که پر زد در هوایت بی پر...

نقاشیهای جالب

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط