{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برو

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت. از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
دیدگاه ها (۵)

وقایع زندگی دو دسته اند: اگه خوش بگذره، اسمش خاطره ست؛ اگه پ...

مرا که با تو شادم.....

حرفهای زیادی بلد نیستم …من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای ا...

دوست داشتن ات ، هــوس نیست . . . کـه بــاشـد و نبــاشـد !نفـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط