چرا ما احساس نگرانی و استرس میکنیم؟
چرا ما احساس نگرانی و استرس میکنیم؟
دنیای ما دنیای صیرورت و شدن است، دنیای بی ثباتی و تغییر، و این دقیقاً همان امری است که باب میل ما نیست، و همین است که سبب شده احساس نارضایتی و ناخشنودی کنیم. در واقع در دنیای بی ثباتی، در دنیای تغییر و در دنیای صیرورت، ما در پی نظم، سیستم، ثبات، اطمینان و موارد اینگونه هستیم و البته هیچگاه نمییابیمشان، چه آن که در این دنیا دست یافتنی نیستند.
زندگی بی ثبات است، همچون رودی جاری است و میرود و یک آن هم نمیایستد، این امر هم هراسناک است و هم زیبا. هراسناک است زیرا ما در پی نظم و ثبات هستیم، اما دنیا این را به ما نمیدهد. اما زیباست، چرا که زندگی جاری است و نه جامد، شگفت انگیز است و نه خسته کننده، نا معین است و نه شناخته شده، و به این به معنای آن است که چیزهای بسیاری میتوانند خود را به ما نشان دهند، یعنی هیچ چیز تا به آخر شناخته نشده و پروندهاش بسته نشده.
بیایید فارغ باشیم
چنان که گفته شد، زندگی روان است و بی ثبات. اگر ما نیز خود را با زندگی وفق دهیم، آن گاه میبینیم که نیازی به کنترل چیزها نیست. ما میتوانیم در هر لحظه از زندگی به زندگی اعتماد کنیم، به دور از استرسهای گذشته و آینده باشیم و زیبایی هر لحظه را با پوست و گوشت و استخوان خویشتن ادراک کنیم. اینها غیر ممکن نیستند اگر ذهنمان را تمرین دهیم و ورزیدهاش کنیم.
برای این امر، میتوانیم توصیههای زیر را عملی کنیم:
۱- گوش فرا دهیم به احساسات هر لحظه:
برای دوری از احساس نگرانی تمرکز و توجهمان را معطوف مکانی کنیم که در آنجا هستیم. به نور لامپ، به سقف اتاق، به صداهایی که به گوشمان میرسند. ردشان نکنیم و صرفاً درشان غوطهور شویم. در همین احساسات فقط برای چند لحظه باقی بمانیم.
۲- به خاطر داشته باشیم که زندگی جاری است و بی ثبات:
هیچ چیز ثابت نیست. همه چیز در تغییر و تطور است. نه من آن انسان دیروز هستم و نه این لپتاپی که جلوی من است. اگر چیزها را ثابت میانگاریم، اگر با نظم مینگریمشان به سبب میل و نیاز خودمان است. زندگی را نیازی به نظم و ثبات نیست. زندگی ذاتاً پویا و جاری است. صرفاً این را در ذهن داشته باشیم و خود را نیز مشمول آن بدانیم.
۳- به ذهنمان اجازهی فراغت و استراحت بدهیم:
اگر به احساسی نچسبیم، اگر صرفاً در یک لحظه احساسی داشته باشیم و در لحظهای دیگر احساسی دیگر، آن زمان است که میتوانیم به ذهنمان استراحت دهیم و در وسعت و گسترهی لحظه غرق شویم و فارغ باشیم از هر گونه احساس ثابت، از هر گونه تفکر دیروز و فردا.
خود نیک واقفام که فارغ بودن از نظم و ثبات، فارغ بودن از دیروز و فردا، دشوار است و دسترسی بدان مشکل. لیکن هر چیز گهربار هر اندازه که نادر است، دشوار نیز هست!
دنیای ما دنیای صیرورت و شدن است، دنیای بی ثباتی و تغییر، و این دقیقاً همان امری است که باب میل ما نیست، و همین است که سبب شده احساس نارضایتی و ناخشنودی کنیم. در واقع در دنیای بی ثباتی، در دنیای تغییر و در دنیای صیرورت، ما در پی نظم، سیستم، ثبات، اطمینان و موارد اینگونه هستیم و البته هیچگاه نمییابیمشان، چه آن که در این دنیا دست یافتنی نیستند.
زندگی بی ثبات است، همچون رودی جاری است و میرود و یک آن هم نمیایستد، این امر هم هراسناک است و هم زیبا. هراسناک است زیرا ما در پی نظم و ثبات هستیم، اما دنیا این را به ما نمیدهد. اما زیباست، چرا که زندگی جاری است و نه جامد، شگفت انگیز است و نه خسته کننده، نا معین است و نه شناخته شده، و به این به معنای آن است که چیزهای بسیاری میتوانند خود را به ما نشان دهند، یعنی هیچ چیز تا به آخر شناخته نشده و پروندهاش بسته نشده.
بیایید فارغ باشیم
چنان که گفته شد، زندگی روان است و بی ثبات. اگر ما نیز خود را با زندگی وفق دهیم، آن گاه میبینیم که نیازی به کنترل چیزها نیست. ما میتوانیم در هر لحظه از زندگی به زندگی اعتماد کنیم، به دور از استرسهای گذشته و آینده باشیم و زیبایی هر لحظه را با پوست و گوشت و استخوان خویشتن ادراک کنیم. اینها غیر ممکن نیستند اگر ذهنمان را تمرین دهیم و ورزیدهاش کنیم.
برای این امر، میتوانیم توصیههای زیر را عملی کنیم:
۱- گوش فرا دهیم به احساسات هر لحظه:
برای دوری از احساس نگرانی تمرکز و توجهمان را معطوف مکانی کنیم که در آنجا هستیم. به نور لامپ، به سقف اتاق، به صداهایی که به گوشمان میرسند. ردشان نکنیم و صرفاً درشان غوطهور شویم. در همین احساسات فقط برای چند لحظه باقی بمانیم.
۲- به خاطر داشته باشیم که زندگی جاری است و بی ثبات:
هیچ چیز ثابت نیست. همه چیز در تغییر و تطور است. نه من آن انسان دیروز هستم و نه این لپتاپی که جلوی من است. اگر چیزها را ثابت میانگاریم، اگر با نظم مینگریمشان به سبب میل و نیاز خودمان است. زندگی را نیازی به نظم و ثبات نیست. زندگی ذاتاً پویا و جاری است. صرفاً این را در ذهن داشته باشیم و خود را نیز مشمول آن بدانیم.
۳- به ذهنمان اجازهی فراغت و استراحت بدهیم:
اگر به احساسی نچسبیم، اگر صرفاً در یک لحظه احساسی داشته باشیم و در لحظهای دیگر احساسی دیگر، آن زمان است که میتوانیم به ذهنمان استراحت دهیم و در وسعت و گسترهی لحظه غرق شویم و فارغ باشیم از هر گونه احساس ثابت، از هر گونه تفکر دیروز و فردا.
خود نیک واقفام که فارغ بودن از نظم و ثبات، فارغ بودن از دیروز و فردا، دشوار است و دسترسی بدان مشکل. لیکن هر چیز گهربار هر اندازه که نادر است، دشوار نیز هست!
- ۸۵
- ۰۴ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط