{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو بودن را دوست دارم

با تو بودن را دوست دارم
تو میدانی بی تو ماندن را مرگ میدانم باز هم

تو میدانی برایت قصه میگویم

برایت شعر میخوانم و این بهانه ای عاشقانه است

تو میدانی در نگاه سردی ،در طنین صدای لرزانی

موج تمنائی نهفته است

تو میدانی روزها از پی هم میگذرند

ناله ای میشنوم صدای ِخواهش ِعاشق قلبیست

تو میدانی و گهگُداری این اندیشهء سنگین

از ذهن من میگذرد

آن چیست که تو آن را نمیدانی؟

تو میدانی آری آری ،تو میدانی

که میپرستم من تو را

بی تو زنده نمی مانم .
(ولی گفت داداشی من موندم این دل )
دیدگاه ها (۳)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

برایت شعر میگویم و تو آهسته میخوانی نمیدانی ک پشت بیت بیت آن...

برایت شعر میگویم و تو آهسته میخوانینمیدانی که پشت بیت بیت آن...

برایت شعر میگویم و تو آهسته میخوانینمیدانی که پشت بیت بیت آن...

این نوا را به یاد تو باید نواختاین شعر را باید به یاد تو نوش...

این نوا را به یاد تو باید نواختاین شعر را به یاد تو باید نوش...

برایت از احساسم مینویسم، بخوانبرایت از عشق میگویم ،همیشه با ...

دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که مےدانیصداے غربت من را ،از...

برگشته ام یک بار دیگر، عاشقت گردم برگشته ام ، اما نمیدانی ، ...

💙 برگشته ام یک بار دیگر، عاشقت گردم برگشته ام ، اما نمیدانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط