چه آن صبح زیبا دل انگیز بود
چه آن صبح زیبا دل انگیز بود
دل از اوج خواهش چه لبریزبود
شکوهی فروریخته بردشت ها
نگاه تا افق ها رهای رها
نه بندی که بر دل زند پای بند
نه جرمی که برآن زنند دستبند
هوای دلم شرجی ازهرم عشق
عرق ریز چون لاله ازشرم عشق
دل از دستِ می داد صبر وقرار
همه چشم بود وهمه انتظار
درِ خانه ام رانسیم باز کرد
نفس دردرونش دمی سازکرد
دل از بوته هایِ خیالم ربود
چه دشتی به روی نظر گه گشود
کشیدم زدخمه بر آن روشنی
بگفتا مخور غم که توآن منی
نه آوای غم بود ونه اشکی ز نی
همهِ جام ها پر زشادی و می
به غم ها به گفتا که بیرون شوید
بر آ ن فصل یخ روح گل را دمید
سلام,دوستان و مهربانان صبح
زیباتون بخیر ,دلتون پر از امید
و زندگیتون پایدار ان شاا......
دل از اوج خواهش چه لبریزبود
شکوهی فروریخته بردشت ها
نگاه تا افق ها رهای رها
نه بندی که بر دل زند پای بند
نه جرمی که برآن زنند دستبند
هوای دلم شرجی ازهرم عشق
عرق ریز چون لاله ازشرم عشق
دل از دستِ می داد صبر وقرار
همه چشم بود وهمه انتظار
درِ خانه ام رانسیم باز کرد
نفس دردرونش دمی سازکرد
دل از بوته هایِ خیالم ربود
چه دشتی به روی نظر گه گشود
کشیدم زدخمه بر آن روشنی
بگفتا مخور غم که توآن منی
نه آوای غم بود ونه اشکی ز نی
همهِ جام ها پر زشادی و می
به غم ها به گفتا که بیرون شوید
بر آ ن فصل یخ روح گل را دمید
سلام,دوستان و مهربانان صبح
زیباتون بخیر ,دلتون پر از امید
و زندگیتون پایدار ان شاا......
- ۸۱۸
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط