آیدل جذاب من قسمت ششم:))

آیدل جذاب من قسمت ششم:))
& درست میشه قول میدم درست میشه و دوباره به چشمای تهبونگ خیره شد
& نگران نباش و بشین خب؟
+ بب.....باشه ( هق)
& چای یا قهوه ؟
+ ترجیحا قهوه
& اینجا تعارف نکن باشه
+باشه
& قهوه چطوری؟
+ تلخ لطفا
از زبان راوی زیباتون؛)
بکهیون تلفن و برداشت و به منشیش زنگ زد
& الو خانم گو لطفا دوتا فنجون قهوه بیارین یکیش تلخ و اون یکی شیرین
' چشم قربان
بعد تلفن و گذاشت سر جاش
& خب رابطه ت با کوک چطوره
+خوبه
& تعریف نمیکنی ؟
+ چرا فقط میشه بعد قهوه قدم بزنیم؟
& معلومه خب تعریف کن
+ صمیمی تر شدیم و الان بیشتر بهم ابراز علاقه میکنه فکر کنم منو بخشیده
& عع واقعا ؟  اینکه عالیه
+ اومم ولی من نمیتونم بهش بگم
& چیو؟
+ مریضیمو
& ولی میدونی که باید بهش بگی
+ خدااااا مغزم داره میپوکه
& به یوگیوم زنگ بزن و بهش بگو این خبر بدو به کوک بگه اون استاد خبر بده
+ خودم باید بگم
( صدای در )
& بیا تو
' بفرمایید قربان قهوه تون
+ ممنون
& ممنونم منشی گو
منشی گو یه تعظیم کوچولو کرد و رفت بیرون
+ بزار به کوک زنگ بزنم
دستش روی شماره کوک بود که گوشیش زنگ خورد
& حلال زاده بشین الان میام
+باشه   گوشی رو جواب داد
+ جونم
_ بیب کجایی
+ پیش بکهیون
_ زود بیا خونه کارت دارم
تهیونگ نگران شد نکنه جریان تومورشو فهمیده
+ چیکار
_ سوپرایزه
صدای کوک از حالت خشم به حالت کیوتی در اومد ته خیالش راحت شد ولی یه ذره نگران بود
+ باشه ددی جونم الان میام
گوشی رو قطع کرد
داشت فکر می‌کرد
اگه کوک بعد اون میرفت با یکی دیگه چی یعنی به یکی دیگه میگفت بیبی کیوتم
یکی دیگه رو عزیزم صدا میزد؟
از وقتی جونگ کوک و دیده بود عاشقش شده بود وقتی اولین بار اونو ملاقات کرد ته یه عکاس ساده بود اون صحنه عکاسی بسیار زیبا بود
وقتی که جونگ کوک فقط برای اینکه ببینه عکاس جدید اونجا کیه راضی شد عکس بگیره وقتی تهبونگ و با حالت کیوتی دید برای اولین بار عاشق یه آدم ساده شد
این احساس کاملا دوطرفه بود
وقتی از اون عکس میگرفت به اجزای صورتش دقت می‌کرد
اون تیپ سیاه برای یه ددی که شغلش مافیا بود کاملا مناسب بود
وقتی جونگ کوک به بهونه گرفتن عکسا شماره تهیونگ و گرفت و بعد یه هفته دلتنگی هم دیگه رو ملاقات کردن وقتی اولین رابطه خودشون و تجربه کردن پیشنهاد کوک اونم توی یه پارک خیلی زیبا بود
وقتی تهیونگ بعد فکر کردن به اینا به اینکه نکنه جونگ کوک اون خاطرات زیبارو دوباره با یه آدم دیگه شروع کنه فکر می‌کرد اگه اون و بیشتر از ته دوست داشته باشه چی ؟
و.....
دیدگاه ها (۴)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط