{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نویسم برایت تا ابد

می‌نویسم برایت تا ابد
تا آن هنگام که تمام جوهر های جہان
در وصف کردنت تمام شود
تا آن هنگام که دستانم پیر و لرزان و فرسوده شود
تا آن هنگام که چشمانم تار شود
و تا آن هنگام که ضربان قلبم را دیگر نشنوم
جانان من ، بنگر که تو در عمق زندگی من نقش داری
تو بوی دیوار کاه‌گلی بعد از بارانی ،
تو رنگین‌کمان خوشرنگ بعد از بارانی ،
تو طراوت و درخشش و نماد زیبایی بعد از بارانی ،
تو بوی نم خورده بعد از بارانی ،
تو هرزیبایی هستی که بعد من حس می‌شوی ،
لازم به سکوت مقابل چشمانت نیست
قلب من هزاران بار مقابل آن ماه‌های زمینی
فریاد میکشید ،
دیدگاه ها (۰)

name:blue_side در رویایی که ذهنمنوشته بودمش. آه.. در آن رویا...

‌‌امروز نیاز دارم که نامت را بر زبان بیاورمو مشتاق تک‌تک حرو...

خوب من اضطراب کافی نیستجسدم را برایت آوردمهی بریدی سکوت باری...

خوب من! اضطراب کافی نیست - جسدم را برایت آوردمهی بریدی سکوت ...

تو دراین جهان زنده ای، وقتی عمیق می خندیومردمی که در تاریکی ...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط