{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔹 #هیچ_ممکن_نیست جامعه ‌ای را با #مهد_کودک بتوان اداره ک

🔹 #هیچ_ممکن_نیست جامعه ‌ای را با #مهد_کودک بتوان اداره کرد جامعه را #مادر اداره می کند.

🔸 یک سیّد بزرگواری در منطقه‌ ای خدمات فراوان کرد مسجد ساخت حمام ساخت #حسینیه ساخت بعد یک وقت گِله کرد که من هر چه به این مردم گفتم که خانه سالمندان بسازیم اینها حاضر نشدند به من کمک کنند به او گفتم از این مردم تشکر بکن که به تو #پول ندادند خب کسی که حاضر نیست پدر و مادر خودش را به خانه سالمندان بدهد باید از او تقدیر کرد آن کسی که بچه را به مهدکودک می ‌دهد آن بچه دیگر عاطفه درک نمی‌کند همین که پدر و مادر سالمند شدند تحویل خانه سالمندان می ‌دهند تحویل خانه سالمندان یعنی مرگ تدریجی پدر و مادر.

🔸 #قرآن که فرمود: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ» فرمود پر پهن کن که اینها را زیر پر بگیری مبادا به خانه سالمندان بفرستی خب این حرف را چه کسی می ‌پذیرد این کسی که دوران هفت ساله کودکی را با شیر و مِهر مادر گذراند ولی بچه مهد کودکی همین که بزرگ شد خب پدر و مادر را به خانه سالمندان می ‌فرستد دیگر او که #عاطفه درک نکرده که او که مهر نیاموخته.

🔸 بنابراین اگر قرآن است و اگر #دستور_دینی است تحصیل و علم سر جایش محفوظ است نیمی از جامعه که زن ‌اند همه امور خودشان, خودشان انجام بدهند دیگر احتیاجی نباشد که نامحرم در کارشان دخالت کند و اصلی ترین کار آنها مادر شدن است هیچ ممکن نیست جامعه‌ای را با مهد کودک بتوان اداره کرد جامعه را مادر اداره می کند شیر پاک اداره می کند.

🔸 وقتی نماز می‌خواند این را در کنار سجاده‌اش بگذارد همین که با مُهر او بازی می‌کند با تسبیح او بازی می کند در این شش, هفت سال, با مهر و تسبیح آشنا می ‌شود این دوتا ذکر خودش می ‌دهد دوتا ذکر یاد کودک می ‌دهد اینکه فرمود فرزندانتان را یاد بدهید برای اینکه اینها #حدیث_العهد_بالاسلام‌ اند.

🔹 (#درس_اخلاق؛ #آیت_الله_جوادی_آملی؛ ۹۰/۱۲/۱۸)
دیدگاه ها (۱۷)

کیمیای اخلاق

سیاسی اجتماعی

🌺حسین بن زید گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: فدایت شوم...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

سر انجام مادرِ امام زمان چه شد؟!میخای بدونی سرانجامِ حضرت نر...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 7ارتش وستالیس شروع به حرکت کردن...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

...توی کما بودیکی از اطرافیان بچه‌شان از جایی پرتاب شده بود ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهفتم | سفر به سئولصبح زود، لانا و جونگک...

پارت ۵: بازگشت به مدرسهروزها مثلِ قطره‌هایِ بارون، آرام و بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط