{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره پست گذاشته:

پسره پست گذاشته:
تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز می کردم
.
.
.
.
.
بابام: یه گوشی اکسپریا
با یه کاغذ که روش نوشته بود: 200 بهت بدهکار بودم,الانم 200 تومنشو من دادم بقیه قسطاشو باید خودت بدی صداشو در نیار ,بخند!

 
مامان: 100 تومن پول با یه کاغذ: اینو الکی گذاشتم جلو مهمونا آبرو ریزی نشه,خرجش نکنیا پول برق و گازه الانم تابلو نکن بخند

 
خونواده عمه: یه ظرف شیشه ای آجیل خوری
(چی کارش کنم آخه من)

 
خونواده دایی: یه دست پارچ و لیوان خارجی
(اینجا که رسید قلبم تیر کشید)

 
داداشم: یه جفت دسته پلی استیشن
(واس خودش گرفته بود گوسفند)

 
خونواده عمو: یه ساعت دیواری با 50 تومن تراول
(ساعتو زدن پذیرایی پوله هم تقلبی از آب درومد)
 
 
 مامان بزرگ: یه ماچ آبدار
(صورتم خیس شد,دندون مصنوعیاش هم افتاد تو لباسم)


بابابزرگ: یه پس گردنی با جمله ی
" کره خر، مرد شدیا
دیدگاه ها (۹)

 تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز می کردم : ...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

پسره پست گذاشته،تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط