{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
دیدگاه ها (۱)

ای داد و بیداد و فغان آه از نهادم شد روانخورشید و مه در آسما...

تویی آن غروب غمها تویی آن طلوع فرداتویی آن همیشه بر جا تویی ...

نفسی بیاوبنشین سخنی بگووبشنو...که زتشنگی بمردم برآب زندگانی

&&

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

#‌سلام برشاه نجف#سلام برباباعلیلطفی است که می‌کند غمت با دل ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کآ...

چه شودکه نازنینا،رُخ خود به من نمائیبه تبسّمی،نگاهی،گِرهی زِ...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

Attar050511

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط