↶ـ  #دُختَرِ‌یه‌حَلقه‌ميخواست💍

↶ـ  #دُختَرِ‌یه‌حَلقه‌ميخواست💍
↶ـ وَلی‌پِسَرِبه‌جاش
↶ـ  #یه‌عَروسکِ‌خِرس‌بِهِش‌داد
↶ـ دُخترِباعَصبانيّتـ
↶ـ  #خِرس‌پَرت‌كَردوَسَطِ‌جادِهـ
↶ـ پِسَرخواست‌بِرِِه‌بَرِش‌دارِهـ ِ
↶ـ  #ولی
↶ـ ماشين‌بِهِش‌زَد
↶ـ  #وَمُـرد
↶ـ تومَجلِس‌خَتمِش
↶ـ  #دُختَرخِرسُ‌وبَغَل‌كَرد
↶ـ وَدَستگـاهِ‌تویِ‌خِرس‌حَرف‌زَد
↶ـ  #بامَن‌اِزدِواج‌ميكُنـي
↶ـ وَدُختَرِتویِ‌خِرس‌یه‌حَلقــه‌پِيداكَرد🧸🖤
دیدگاه ها (۸)

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

Crimson silence (p17)

زیبای کوچک فریبکار

Part 15

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۹جونگکوگ تلخندی زد ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط