وانشات تهیونگ🙂
سلام خواهرا
📍نام وانشات:احساس؟📍
🖇پارت:۱۷🖇
🗝آسلی:آره میخواستم بهت بگم ک نامجون گفت:ب بچها زنگ بزن و بپرس نظرشون چیه شب بریم دریا؟
ما از بقیه پرسیدیم جوابشون اوکی بوده فقط شما مونده جواب بدین
ریسا:من ک حرفی ندارم ولی بزار بازم از تهیونگ بپرسم
ریسا:تهیونگا....
آسلی میگه ک شب میای همگی باهم بریم دریا
تهیونگ:اره نظر خوبیه بریم.
فقط اینکه بهشون بگو ساعت چند؟
ریسا:آسلی تهیونگ قبول کرد فقط اینکه ساعت چند میریم
آسلی:اوممم همون ساعتای ۸ ایناها اوکیه
ریسا:باشه میبینمت فعلا
تهیونگ:پس قراره خوش بگذرونیم
ریسا:بله قراره بریم کلی اب بازی کنیم و کلی غذا بخوریم
تهیونگ:اوهوم
بنظرم خیلی خوش میگذره:)
ریسا:تهیونگا
تهیونگ:بله بیب؟
ریسا:میشه این ۶ روزی ک تعطیلیم هرشب ی جا بریم برای تفریح؟
تهیونگ:اره نظر خوبیه خیلیم خوش میگذره اتفاقا
ریسا:الهههه(با لحن کیوت)
تهیونگ:کیوت بازی درنیار منو داغ میکنیییی
ریسا:باسه(با لحن کیوت)
تهیونگ:لعنتتت
دارم مجبور میشم
ریسا:خب مجبول شو(با لحن کیوت)
ریسا:فرار کردم رفتم داخل هال
تهیونگ:وایسا ببینم کجااا
ریسا:یهو پام لیز خورد و افتادم روی زمین
تهیونگ:یهو دیدم ک ریسا لیز خورد افتاد روی زمین رفتم و روش خیمه زدم
تهیونگ:گفتم ک کیوت بازی درنیار منو داغ میکنی
ریسا:خب شکال کنم ععع(با لحن کیوت)
تهیونگ:خودت خواستی
تهیونگ:ی گاز محکم از لباش گرفتم و اونارو مکیدم
تهیونگ:اوهومممم اینا خیلی خوشمزن
ریسا:آیییی آروممم
تهیونگ:از دوباره لباشو گاز گرفتم ایندفعه خیلی محکم تر
ریسا:آیییی مگه لبای من غذاس ک اینطوری گازشون میگیری؟
تهیونگ:فاک....اونا از غذام خوشمزه ترن:)(با صدای هات)
ریسا:این هات بازیاتو جلوی ی دختر دیگه ببینم من میدونم با تو هااااا
تهیونگ:منم این کیوت بازیاتو جلوی ی پسر دیگه ببینم من میدونم با تو هااااا
ریسا:لباشو آرم بوسیدم و گفتم:باشییی(با لحن کیوت)
ریسا:حالام میشه از روم بلند شی دارم خفه میشمممم
تهیونگ:ن بیب
تهیونگ:یک کیس مارک خیلی دردناک و پررنگ گذاشتم روی گردنش
ریسا:آههههه
تهیونگ:ولی شنیدن ناله هات ی لذت دیگس
ریسا:ولم کن پررو
جیهوپ:ب لِرا گفتم بریم ی سر ب تهیونگ و ریسا بزنیم و بگیم ک امشب میخوایم بریم دریا ببینیم قبول میکنن یا نه(نمیدونن ک آسلی بهشون گفته)
تا میخواستیم در بزنیم دیدیم درحال عشق و عاشق بازین ما هم از شدت کنجکاوی دم در وایستادیم و ب صداهاشون گوش دادیم
لِرا:تهیونگ انقدر هات بوده من نمیدونستم
جیهوپ:آهایییی
لِرا:اووو ببخشید(با لحن کیوت)
جیهوپ:چون عاشق کیوت بازیاتم میبخشم و از تنبیه کردنت میگذرم
لِرا:پس همیشه کیوت بازی درمیارمممم
جیهوپ:نه....ی بارم برا ددی خفن بازی دربیار...ناله کن
لِرا:ولش کن این حرفا رو مردم از فضولی بیا ببینیم چی میگن
همینجوری داشتیم ب صداهاشون گوش میدادیم
دیگه فالگوش بازی رو تموم کردیم و زنگ در رو زدیم
دینگ دینگ
تهیونگ:فاککک همیشه موقعیت های حساس ی نفر زنگ درو میزنه
ریسا:پاشو از روم باید در رو باز کنم آیییی
تهیونگ:نیازی نیس بیب...خودم باز میکنم
تهیونگ:سلام بچها
بیاین تو
جیهوپ:ممنونم
لِرا:ببخشید ک همیشه بد موقع مزاحم میشیم
تهیونگ با شوخی و خنده:ن بابا اشکال نداره متاسفانه ریسا مثل همیشه انگشت کوچیکه پاش ب مبل گیر میکنه😂😂😂
همه:😂😂😂😂
جیهوپ:خب بچه ها خواستم بگم امشب میخوایم بریم دریا شما میاین؟
ریسا:آسلی و نامجون بهمون خبر دادن
آره ما میایم
جیهوپ:آها باشه پس ما بریم
کارِتون رو ادامه بدید
ریسا:ن بابا بشینید
تهیونگ:ان شالله ادامش شب توی دریا
ریسا:تهیونگگگگگگ
همه:😂😂😂😂😂😂😂
تهیونگ:خب بچها من ب بقیه م زنگ بزنم ک بیان
ب بقیه م زنگ زدم
همشون باهم اومدن
همه:سلام بچها
تهیونگ:سلام داشیام چطورین چخبرا
جونگکوک:مام خوبیم
نامجون:خداروشکر پارتنر هامون خیلی انگشت کوچیک های پاشون ب مبل گیر میکنه و مام از صداش لذت میبریم
اعضا:😂😂😂
فانلی:از این ب بعد سعی میکنیم انگشت کوچیکه ی پاهامون ب مبل نخوره
همه:😂😂😂
تهیونگ:خب پسرا بیاین بریم تو اتاق خودم کار دارمتون
ریسا:دخترا شمام بیاین تو اتاق من
دخترا رفتن توی اتاق ریسا و پسرام رفتن تو اتاق تهیونگ
تهیونگ:خب بچها میخواستم بهتون بگم ک.....
اینم پارت جدید....حمایت کنیننننن
📍نام وانشات:احساس؟📍
🖇پارت:۱۷🖇
🗝آسلی:آره میخواستم بهت بگم ک نامجون گفت:ب بچها زنگ بزن و بپرس نظرشون چیه شب بریم دریا؟
ما از بقیه پرسیدیم جوابشون اوکی بوده فقط شما مونده جواب بدین
ریسا:من ک حرفی ندارم ولی بزار بازم از تهیونگ بپرسم
ریسا:تهیونگا....
آسلی میگه ک شب میای همگی باهم بریم دریا
تهیونگ:اره نظر خوبیه بریم.
فقط اینکه بهشون بگو ساعت چند؟
ریسا:آسلی تهیونگ قبول کرد فقط اینکه ساعت چند میریم
آسلی:اوممم همون ساعتای ۸ ایناها اوکیه
ریسا:باشه میبینمت فعلا
تهیونگ:پس قراره خوش بگذرونیم
ریسا:بله قراره بریم کلی اب بازی کنیم و کلی غذا بخوریم
تهیونگ:اوهوم
بنظرم خیلی خوش میگذره:)
ریسا:تهیونگا
تهیونگ:بله بیب؟
ریسا:میشه این ۶ روزی ک تعطیلیم هرشب ی جا بریم برای تفریح؟
تهیونگ:اره نظر خوبیه خیلیم خوش میگذره اتفاقا
ریسا:الهههه(با لحن کیوت)
تهیونگ:کیوت بازی درنیار منو داغ میکنیییی
ریسا:باسه(با لحن کیوت)
تهیونگ:لعنتتت
دارم مجبور میشم
ریسا:خب مجبول شو(با لحن کیوت)
ریسا:فرار کردم رفتم داخل هال
تهیونگ:وایسا ببینم کجااا
ریسا:یهو پام لیز خورد و افتادم روی زمین
تهیونگ:یهو دیدم ک ریسا لیز خورد افتاد روی زمین رفتم و روش خیمه زدم
تهیونگ:گفتم ک کیوت بازی درنیار منو داغ میکنی
ریسا:خب شکال کنم ععع(با لحن کیوت)
تهیونگ:خودت خواستی
تهیونگ:ی گاز محکم از لباش گرفتم و اونارو مکیدم
تهیونگ:اوهومممم اینا خیلی خوشمزن
ریسا:آیییی آروممم
تهیونگ:از دوباره لباشو گاز گرفتم ایندفعه خیلی محکم تر
ریسا:آیییی مگه لبای من غذاس ک اینطوری گازشون میگیری؟
تهیونگ:فاک....اونا از غذام خوشمزه ترن:)(با صدای هات)
ریسا:این هات بازیاتو جلوی ی دختر دیگه ببینم من میدونم با تو هااااا
تهیونگ:منم این کیوت بازیاتو جلوی ی پسر دیگه ببینم من میدونم با تو هااااا
ریسا:لباشو آرم بوسیدم و گفتم:باشییی(با لحن کیوت)
ریسا:حالام میشه از روم بلند شی دارم خفه میشمممم
تهیونگ:ن بیب
تهیونگ:یک کیس مارک خیلی دردناک و پررنگ گذاشتم روی گردنش
ریسا:آههههه
تهیونگ:ولی شنیدن ناله هات ی لذت دیگس
ریسا:ولم کن پررو
جیهوپ:ب لِرا گفتم بریم ی سر ب تهیونگ و ریسا بزنیم و بگیم ک امشب میخوایم بریم دریا ببینیم قبول میکنن یا نه(نمیدونن ک آسلی بهشون گفته)
تا میخواستیم در بزنیم دیدیم درحال عشق و عاشق بازین ما هم از شدت کنجکاوی دم در وایستادیم و ب صداهاشون گوش دادیم
لِرا:تهیونگ انقدر هات بوده من نمیدونستم
جیهوپ:آهایییی
لِرا:اووو ببخشید(با لحن کیوت)
جیهوپ:چون عاشق کیوت بازیاتم میبخشم و از تنبیه کردنت میگذرم
لِرا:پس همیشه کیوت بازی درمیارمممم
جیهوپ:نه....ی بارم برا ددی خفن بازی دربیار...ناله کن
لِرا:ولش کن این حرفا رو مردم از فضولی بیا ببینیم چی میگن
همینجوری داشتیم ب صداهاشون گوش میدادیم
دیگه فالگوش بازی رو تموم کردیم و زنگ در رو زدیم
دینگ دینگ
تهیونگ:فاککک همیشه موقعیت های حساس ی نفر زنگ درو میزنه
ریسا:پاشو از روم باید در رو باز کنم آیییی
تهیونگ:نیازی نیس بیب...خودم باز میکنم
تهیونگ:سلام بچها
بیاین تو
جیهوپ:ممنونم
لِرا:ببخشید ک همیشه بد موقع مزاحم میشیم
تهیونگ با شوخی و خنده:ن بابا اشکال نداره متاسفانه ریسا مثل همیشه انگشت کوچیکه پاش ب مبل گیر میکنه😂😂😂
همه:😂😂😂😂
جیهوپ:خب بچه ها خواستم بگم امشب میخوایم بریم دریا شما میاین؟
ریسا:آسلی و نامجون بهمون خبر دادن
آره ما میایم
جیهوپ:آها باشه پس ما بریم
کارِتون رو ادامه بدید
ریسا:ن بابا بشینید
تهیونگ:ان شالله ادامش شب توی دریا
ریسا:تهیونگگگگگگ
همه:😂😂😂😂😂😂😂
تهیونگ:خب بچها من ب بقیه م زنگ بزنم ک بیان
ب بقیه م زنگ زدم
همشون باهم اومدن
همه:سلام بچها
تهیونگ:سلام داشیام چطورین چخبرا
جونگکوک:مام خوبیم
نامجون:خداروشکر پارتنر هامون خیلی انگشت کوچیک های پاشون ب مبل گیر میکنه و مام از صداش لذت میبریم
اعضا:😂😂😂
فانلی:از این ب بعد سعی میکنیم انگشت کوچیکه ی پاهامون ب مبل نخوره
همه:😂😂😂
تهیونگ:خب پسرا بیاین بریم تو اتاق خودم کار دارمتون
ریسا:دخترا شمام بیاین تو اتاق من
دخترا رفتن توی اتاق ریسا و پسرام رفتن تو اتاق تهیونگ
تهیونگ:خب بچها میخواستم بهتون بگم ک.....
اینم پارت جدید....حمایت کنیننننن
۱۷.۶k
۰۷ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.