#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_62

+کوک

ــ جونم

+اینجا رو یادت میاد؟

ــ برام آشناست

+یعنی یادت نمیاد؟

ــ میگم آشناست ولی یادم نمیاد

+یکمی فکر کن

ــ اینجا جایی نبود که قبل از اینکه ازدواج کنیم اومدیم.

+برای تولد تو اومدیم.

ــ یعنی اینجا رو هنوز یادت نرفته؟

+مگه میشه یادم بره.

ــ فکرشو نمی‌کردم که بیاریم اینجا

+حالا که آوردم.

ــ اینجا خیلی قشنگ تر شده

+آهوم

ــ ا/ت بیا اینجا

+باشه الان میام

+خب چیکارم داشتی.

ــ خیلی شیطونی

+میدونم

ــ پس اسمتو میذارم دختر شیطون من.


ادامه دارد................
دیدگاه ها (۱)

𓆩 پارت ۸۲ 𓆪 🖤ساعت هشت شب، ات و جیمین مقابل عمارت قدیمی ایستا...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

Love&HateP.11"ویو رامیلا"من داداشمو دوست صمیمیو بعد از ۱۸ سا...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

Twenty one

پارت دوم — دنیایی که نمی‌شناختیورا چند لحظه فقط به آدم‌هایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط