يادش به خيرهاي زيادي داريم كه با يادآوري آن ها ، اشك در چ
يادش به خيرهاي زيادي داريم كه با يادآوري آن ها ، اشك در چشمان آدم جمع ميشه.
يادت هست :
چند روز قبل از عروسي،
هيزم مي چيدند و از منازل ديگران سفره و پارچ و سيني و فرش جمع مي كردند و بعد از عروسي تا چند روز ابن خانه و آن خانه مي رفتند و در بدر به دنبال فرش و سفره و سيني اشتباه رفته بودند. يادت هست دورترين مسير سيزده بدر دامنه جادشت بود. هر خانه يه دونه چراغ علاالدين داشت كه همه دورش جمع مي شدند.يادت هست صبح ها بوي نان تازه پخت از خانه ها برمي خاست و پس از هر باران اهالي، سريعا خود را به سد يا همون بند انحرافي بالاي روستا مي رساندند تا اون سيلي كه از كوه بالا مي آيد را تماشا كننند.بازهم بگم. ياد همشون به خير. يادته چه صفا و صميميتي بود.اون باران ها چي شدند. چرا ديگر زريدون نمياد؟ چرا صميميت ها و يكرنگي ها كم شده اند؟
يادت هست :
چند روز قبل از عروسي،
هيزم مي چيدند و از منازل ديگران سفره و پارچ و سيني و فرش جمع مي كردند و بعد از عروسي تا چند روز ابن خانه و آن خانه مي رفتند و در بدر به دنبال فرش و سفره و سيني اشتباه رفته بودند. يادت هست دورترين مسير سيزده بدر دامنه جادشت بود. هر خانه يه دونه چراغ علاالدين داشت كه همه دورش جمع مي شدند.يادت هست صبح ها بوي نان تازه پخت از خانه ها برمي خاست و پس از هر باران اهالي، سريعا خود را به سد يا همون بند انحرافي بالاي روستا مي رساندند تا اون سيلي كه از كوه بالا مي آيد را تماشا كننند.بازهم بگم. ياد همشون به خير. يادته چه صفا و صميميتي بود.اون باران ها چي شدند. چرا ديگر زريدون نمياد؟ چرا صميميت ها و يكرنگي ها كم شده اند؟
- ۲۹۸
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط