تاریخ کوتاه ایران و جهان-915
تاریخ کوتاه ایران و جهان-915
_______________________________
در سال 665 زادروزی (میلادی) ، در دنبالهء مبارزههای میان دو خاندان «کارن» و «اسفندیار» ، از تیرهء (طایفهء) «پهلوی» (اشکانی) با یکدیگر ؛ «ولاش» (1) ، که نوهء «آذر ولاش» (2) ، فرمانروای پیشین «ورکانه» (3) ، و از خاندان «کارن» بود ؛ به «فرخزاد هرمز» (4) ، که از خاندان «اسفندیار» بود ، و «آذر ولاش» را کشته بود ؛ و «ورکانه» را زورگیری (تسخیر) کرده بود ، تاخت و او را کشت ، و فرمانروائی «کارنوندیان» (5) در «ورکانه» را دوباره برپا ساخت . از آنرو که خاندان «اسفندیار» ، با عربهای مرزدر (متجاوز) ، همکاری بسیار آشکاری را داشتهاند ؛ باید گفت که بیآبروئی خاندان «اسفندیار» ، بیشتر از بیآبروئی خاندان «کارن» بود . بواژگانی دیگر ، همهء «هفت خاندان پهلوی (اشکانی)» (6) ، دشمن ساسانیان پارستیره بودهاند ؛ و با عربها ، همکاری میکردهاند.
برای یادآوری پیشینهء (سابقهء) «فرخزادهرمز» ، باید بگویم که:
در ماه اکتبر سال 630 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «شهربرازپور» ، پس از یک ماه شاهنشاه بودن ، برکنار شد ؛ و دختر پاکسرشت خسروپرویز ، که «آذرمیدخت» (7) نام داشت ، و از خاندان ساسانی از تیرهء (طایفهء) «پارس» بود ، به بانوشاهنشاهی «ایران ساسانی» رسید (4).
«فرخهرمز» (8) ، که باخترگرا (غرب گرا) و از تیرهء (طایفهء) «پهلوی یا اشکانی» (6) بود ؛ برای اینکه بتواند دوباره ، فرمانروائی را از دست ساسانیان از تیرهء (طایفهء) «پارس» درآورد ، از «آذرمیدخت» پاکسرشت ، خواستگاری کرد ؛ ولی «آذرمیدخت» نپذیرفت ؛ با اینچگونی (با اینحال) ، «فرخهرمز» ، بنام خود فلزپول (سکه) کوبید (ضرب کرد) ، و خود را توانمندترین فرپیشهدار (مقام) «ایران ساسانی» خواند . «آذرمیدخت» که توان کنار زدن «فرخهرمز» را نداشت ، از «سیاوش» (9) ، نوهء بسیار پاکسرشت «بهرام چوبین» (10)(11) ، که همخاندان خودش بود ، درخواست کمک کرد ، و «سیاوش» ، توانست «فرخهرمز» را از میان بردارد (4).
ولی «رستم فرخزاد» ، که پسر «فرخهرمز» بود ، به خونخواهی پدرش ، بسوی تیسفون ، پایتخت «ایران ساسانی» ، لشگرکشی کرد ؛ و دو سپاه «آذرمیدخت» و «سیاوش» را شکست داد ؛ و سپس ، جان پاک «آذرمیدخت» را گرفت ؛ ولی «سیاوش» توانست که بگریزد.
یادآوری می کنم که همین دشمنیهای تیرهء (طایفهء) پهلوی (پارت یا اشکانی) با «خاندان ساسانی از تیرهء (طایفهء) پارس» ، یکی از چرائیهای (دلایل) کمتوان شدن «ایران ساسانی» و شکست خوردنش از عربها بود.
«فرخزادهرمز» (4) ، سپس در سال 651 زادروزی (میلادی) ، و در روند (جریان) تازش عربهای مرزدر (متجاوز) به «شهر ری» ، به دشمنی کردن با ایران و ایرانی ، بیشتر روی آورد و با عربهای مرزدر (متجاوز) همکاری کرد ، و راه دسترسی ناآشکار (مخفی) به درون شهر «ری» را به عربها نشان داد (12) ؛ و با این کمک «فرخزادهرمز» ، عربها توانستند که شبهنگام ، به درون «شهرری» پابگذارند (وارد شوند) ، و از پشت به سپاه مردمی «سیاوش» (9) بتازند ، و آنرا شکست دهند و جان پاک «سیاوش» را نیز بگیرند.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Valash
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Adhar_Valash
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Hyrcania
سرزمین «وَرْکانه» (هیرکانیا) ، در بر گیرندهء استان امروزی «گلستان» (گرگان) ، و نیمهء خاوری استان امروزی «مازندران» ، بودهاست . یادآوری میشود که رومیها ، «وَرْکانه» را «هیرکانیا» آوایش (تلفظ) میکردهاند.
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukhzad
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Qarinvand_dynasty
(6)پس از پیروزی ساسانیان بر اشکانیان (پهلویها) ، هفت خاندان پهلوی (اشکانی) ، از ساسانیان ، پناهنامه (اماننامه) گرفتند ؛ و زیر فرمان ساسانیان ، زندگی خود را دنبال کردند:
https://en.wikipedia.org/wiki/Seven_Great_Houses_of_Iran
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Azarmidokht
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukh_Hormizd
(9) https://en.wikipedia.org/wiki/Siyavakhsh
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Bahram_Chobin
(11) https://wisgoon.com/pin/28458043/
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Muslim_conquest_of_Persia
_______________________________
در سال 665 زادروزی (میلادی) ، در دنبالهء مبارزههای میان دو خاندان «کارن» و «اسفندیار» ، از تیرهء (طایفهء) «پهلوی» (اشکانی) با یکدیگر ؛ «ولاش» (1) ، که نوهء «آذر ولاش» (2) ، فرمانروای پیشین «ورکانه» (3) ، و از خاندان «کارن» بود ؛ به «فرخزاد هرمز» (4) ، که از خاندان «اسفندیار» بود ، و «آذر ولاش» را کشته بود ؛ و «ورکانه» را زورگیری (تسخیر) کرده بود ، تاخت و او را کشت ، و فرمانروائی «کارنوندیان» (5) در «ورکانه» را دوباره برپا ساخت . از آنرو که خاندان «اسفندیار» ، با عربهای مرزدر (متجاوز) ، همکاری بسیار آشکاری را داشتهاند ؛ باید گفت که بیآبروئی خاندان «اسفندیار» ، بیشتر از بیآبروئی خاندان «کارن» بود . بواژگانی دیگر ، همهء «هفت خاندان پهلوی (اشکانی)» (6) ، دشمن ساسانیان پارستیره بودهاند ؛ و با عربها ، همکاری میکردهاند.
برای یادآوری پیشینهء (سابقهء) «فرخزادهرمز» ، باید بگویم که:
در ماه اکتبر سال 630 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «شهربرازپور» ، پس از یک ماه شاهنشاه بودن ، برکنار شد ؛ و دختر پاکسرشت خسروپرویز ، که «آذرمیدخت» (7) نام داشت ، و از خاندان ساسانی از تیرهء (طایفهء) «پارس» بود ، به بانوشاهنشاهی «ایران ساسانی» رسید (4).
«فرخهرمز» (8) ، که باخترگرا (غرب گرا) و از تیرهء (طایفهء) «پهلوی یا اشکانی» (6) بود ؛ برای اینکه بتواند دوباره ، فرمانروائی را از دست ساسانیان از تیرهء (طایفهء) «پارس» درآورد ، از «آذرمیدخت» پاکسرشت ، خواستگاری کرد ؛ ولی «آذرمیدخت» نپذیرفت ؛ با اینچگونی (با اینحال) ، «فرخهرمز» ، بنام خود فلزپول (سکه) کوبید (ضرب کرد) ، و خود را توانمندترین فرپیشهدار (مقام) «ایران ساسانی» خواند . «آذرمیدخت» که توان کنار زدن «فرخهرمز» را نداشت ، از «سیاوش» (9) ، نوهء بسیار پاکسرشت «بهرام چوبین» (10)(11) ، که همخاندان خودش بود ، درخواست کمک کرد ، و «سیاوش» ، توانست «فرخهرمز» را از میان بردارد (4).
ولی «رستم فرخزاد» ، که پسر «فرخهرمز» بود ، به خونخواهی پدرش ، بسوی تیسفون ، پایتخت «ایران ساسانی» ، لشگرکشی کرد ؛ و دو سپاه «آذرمیدخت» و «سیاوش» را شکست داد ؛ و سپس ، جان پاک «آذرمیدخت» را گرفت ؛ ولی «سیاوش» توانست که بگریزد.
یادآوری می کنم که همین دشمنیهای تیرهء (طایفهء) پهلوی (پارت یا اشکانی) با «خاندان ساسانی از تیرهء (طایفهء) پارس» ، یکی از چرائیهای (دلایل) کمتوان شدن «ایران ساسانی» و شکست خوردنش از عربها بود.
«فرخزادهرمز» (4) ، سپس در سال 651 زادروزی (میلادی) ، و در روند (جریان) تازش عربهای مرزدر (متجاوز) به «شهر ری» ، به دشمنی کردن با ایران و ایرانی ، بیشتر روی آورد و با عربهای مرزدر (متجاوز) همکاری کرد ، و راه دسترسی ناآشکار (مخفی) به درون شهر «ری» را به عربها نشان داد (12) ؛ و با این کمک «فرخزادهرمز» ، عربها توانستند که شبهنگام ، به درون «شهرری» پابگذارند (وارد شوند) ، و از پشت به سپاه مردمی «سیاوش» (9) بتازند ، و آنرا شکست دهند و جان پاک «سیاوش» را نیز بگیرند.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Valash
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Adhar_Valash
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Hyrcania
سرزمین «وَرْکانه» (هیرکانیا) ، در بر گیرندهء استان امروزی «گلستان» (گرگان) ، و نیمهء خاوری استان امروزی «مازندران» ، بودهاست . یادآوری میشود که رومیها ، «وَرْکانه» را «هیرکانیا» آوایش (تلفظ) میکردهاند.
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukhzad
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Qarinvand_dynasty
(6)پس از پیروزی ساسانیان بر اشکانیان (پهلویها) ، هفت خاندان پهلوی (اشکانی) ، از ساسانیان ، پناهنامه (اماننامه) گرفتند ؛ و زیر فرمان ساسانیان ، زندگی خود را دنبال کردند:
https://en.wikipedia.org/wiki/Seven_Great_Houses_of_Iran
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Azarmidokht
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukh_Hormizd
(9) https://en.wikipedia.org/wiki/Siyavakhsh
(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Bahram_Chobin
(11) https://wisgoon.com/pin/28458043/
(12) https://en.wikipedia.org/wiki/Muslim_conquest_of_Persia
- ۲.۴k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط