{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنند

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنند
مثل موهای بلند تو به زنجیرم کنند

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیز
هرچه باداباد، بگذارید تکفیرم کنند

قصه ی دوری، غم دل، نازِ تو، حرف رقیب
زودتر از آنچه فکرش را کنی پیرم کنند

عاقبت روزی می آید، مدعیان، دسته جمع
در نشیب جاده ی تهمت، سرازیرم کنند

دردشان این است، یاران! بیشتر فرصت دهید
این جماعت هرچه میخواهند؛ تحقیرم کنند

عده ای بالانشین، غرقِ توهم های پوچ
در همان خوابی که می بینند؛ تعبیرم کنند

عاکفم؛ یک شاعرِ مجنون و عاشق پیشه ام
من همین هستم، به هر اسمی که تفسیرم کنند
دیدگاه ها (۱)

این روزیِ عشق توست، افطار نمیخواهد سر تا به قدم درد است، بیم...

امشب چه کسی ریخت تورا درهیجانم؟دلتنگ نگاه توام و در فورانمای...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

"اشکهایـــم"را"بـیصدا"در اوج "ســـــــــکوت" می ریزم ......!...

#چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به #زنجی...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

بوسه ام را وقف پیشانی تو کردم عزیزهرچه بادآباد، بگذارید تکفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط