هوس شعر کردم
اوه ای شهریور
بدرود ای بانوی معصوم که با تیغ مهر به خواب میروی
در آرامش بخواب و انتظار تابستان را بکش
اشک هایمان را نبین که بر آسفالت سگی مدرسه میچکند یا خمیازه هایی که از روی ناچاری و خستگی میکشیم
مبین که پدر و مادر ها گوشی ها را پنهان میکنند
اه، این غم بزرگ را مبین
درد ما را نبین
نبین که در انزوای مدرسه خاک میخوریم و از درون میمیریم
در اخرین ساعات پایانی زندگی ات همه دور مبایل هایمان جمع شده ایم تا یادت را گرامی بداریم و انتظار دیدن دوباره ات را بکشیم
ارام بخواب و تابستان بعدی همچون ققنوسی دوباره برخیز (جون عجب چیزی گفتم)
به امید دیدار، شهریور عزیز
شاعر بدبخت: خودم
#یک_مهر_تسلیت
بدرود ای بانوی معصوم که با تیغ مهر به خواب میروی
در آرامش بخواب و انتظار تابستان را بکش
اشک هایمان را نبین که بر آسفالت سگی مدرسه میچکند یا خمیازه هایی که از روی ناچاری و خستگی میکشیم
مبین که پدر و مادر ها گوشی ها را پنهان میکنند
اه، این غم بزرگ را مبین
درد ما را نبین
نبین که در انزوای مدرسه خاک میخوریم و از درون میمیریم
در اخرین ساعات پایانی زندگی ات همه دور مبایل هایمان جمع شده ایم تا یادت را گرامی بداریم و انتظار دیدن دوباره ات را بکشیم
ارام بخواب و تابستان بعدی همچون ققنوسی دوباره برخیز (جون عجب چیزی گفتم)
به امید دیدار، شهریور عزیز
شاعر بدبخت: خودم
#یک_مهر_تسلیت
- ۴.۵k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط